<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475</id><updated>2011-07-28T07:24:36.017-07:00</updated><title type='text'>jooker</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>22</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-6403810255386120188</id><published>2010-02-20T23:23:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T23:25:05.421-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span" style="line-height: 18px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;div&gt;به نقل از سایت مسعود بهنود&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="line-height: 18px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;آدمی اگر بخواهد آثار خوب گذشتگان را بخواند، اگر صدسال هم بخواند باز به نکته ای بر نمی خورد که از این که قبلا آن را نخوانده شرمسار می شود. به خیال خود همه نوشته های کسی مانند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;برتولت برشت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt; را خوانده بودم تا دیروز که دوستی این تکه کوتاه را فرستاد.&lt;br /&gt;دختر کوچولو پرسيد:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="fullpost" style="display: inline; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهي هاي كوچولو مهربانتر مي شدند؟&lt;br /&gt;آقای كي گفت : اگر كوسه ها آدم بودند،&lt;br /&gt;توی دريا براي ماهي ها جعبه های محكمي مي ساختند،&lt;br /&gt;همه جور خوراكي توی آن مي گذاشتند،&lt;br /&gt;مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد.&lt;br /&gt;برای آن كه هيچ وقت دل ماهي كوچولو نگيرد،&lt;br /&gt;گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا مي كردند،&lt;br /&gt;چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است !&lt;br /&gt;برای ماهی ها مدرسه مي ساختند وبه آن ها ياد مي دادند&lt;br /&gt;كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند&lt;br /&gt;درس اصلي ماهي ها اخلاق بود&lt;br /&gt;به آن ها مي قبولاندند&lt;br /&gt;كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار برای يك ماهي اين است&lt;br /&gt;كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقديم يك كوسه كند&lt;br /&gt;به ماهی كوچولوها ياد مي دادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند&lt;br /&gt;و چه جوری خود را برای يك آينده زيبا مهيا كنند&lt;br /&gt;آينده ای كه فقط از راه اطاعت به دست مي یاييد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر كوسه ها ادم بودند،&lt;br /&gt;در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:&lt;br /&gt;از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگي مي كشيدند،&lt;br /&gt;ته دريا نمايشنامه به روی صحنه مي آوردند كه در آن ماهي كوچولو های قهرمان شاد و شنگول به دهان كوسه ها شيرجه مي رفتند.&lt;br /&gt;همراه نمايش، آهنگهاي مسحور كننده يی هم مي نواختند كه بي اختيار&lt;br /&gt;ماهي های كوچولو را به طرف دهان كوسه ها مي كشاند.&lt;br /&gt;در آنجا بي ترديد مذهبی هم وجود داشت كه به ماهي ها می آموخت&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-6403810255386120188?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/6403810255386120188/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2010/02/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/6403810255386120188'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/6403810255386120188'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-5244669944484194930</id><published>2010-01-20T23:14:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T23:27:22.837-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;من خیلی به این جنبش سبز امیدوارم ولی امروز با خودم فکر میکردم هنوز یک خطر هست . و اون اینکه اگر آدمهایی مثل خاتمی که ذاتا ترسو هستند. بخواهند به اسم اینکه بله علم سیاست این است و آن است و متفکران عظیم و شانی از تهران تا تورنتو بنشینند و بگویند که بله ملت ایران بلد نیست معامله بکند باید یاد بگیرد و به ملتی که خودش را در زیر طوفانهای سهمگینی چون حمله اسکندر و اعراب و .. تا کنون توانسته است حفظ کند آقایان درس سیسات بدهند آدم کم کم حافظه خراب تاریخیش کار میافته که ای بابا مگه از دل همین شعارها و "مصلحت اندیشی ها" نبود که ما امروز گیر این پدیده جالب توجه به نام احمدی نژاد افتاده ایم ؟ یادم هست که در  ایام  خزان "اصلاحات" بودیم که تازه با آدمهای سیاسی دانشگاهم اشنا شده بودم و همیشه این بحث مصلحت اندیشی مورد دعوا ما بود قرار بود انجمن اسلامی دایر شود و از این حرفها من میگفتم آقا باید بیانیه بدهیم تند صحبت کنیم مصلحت اندیشی  چاره ساز نیست این میزان آب باریکه بود و نبودش مهم نیست تاثیری ندارد ولی بعضی ها که دل در گرو اصلاحات داشتند میگفتند نه آقا تو سیاست نمی دانی راهش هیمنه.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt; کار ندارم خلاصه تهش هم علی رغم تمام اون مصلحت اندیشی ها شکست خوردیم چون که یک فاکتور رو فراموش کردیم و اون اینکه بله دانشجو جماعت میخواهد حرف دلش رو بشنود اگه آدم بخواهد هی در لفافه حرف بزنه کار به جایی نمیبرد. کسی برای یه ذره منتقد بودن به کسی رای نمی دهد رای میدهند بابت اینکه ببیند صدای اونها داره از یک گلویی به صورت رسایی شنیده میشود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;حالا هم به نظرم بوی این نوع مصلحت اندیشی ها راه افتاده از این ور اونور میشنویم که بله باید فتیله رو کشید پایین باید شعار جمهوری ایرانی نداد آخه جمهوری یک کلام جهان شمول است و همانطور که فیزیک اسلامی نداریم جمهوری ایرانی هم نداریم نمی دونم آدم چی باید بگه این حرف رو هم اکبر گنجی زده ها ولی به نظرم نفهمیده منظور از این شعار چیست. این شعار خیلی واضح میگوید ما از اسلام سیاسی خسته هستیم ما نه حسینیم نه حوصله داریم که مرتب بشنویم یزیدی هستیم. این تعابیر مذهی برای ما نون و آب نمیشه این اسلام سیاسی خوب و بدش مال خودتون اگه هم ما اسلامی داریم اسلام مامان بزرگی است نماز روزه تمام. دیگه حی تسبیح بنداز و بالا  نماز جمعه و نظر حاج آقا در مورد رابطه با آمریکا و اینها هم مال خودتون ما نخواستیم حالا به چه زبونی بگیم بابا  اسلام سیاسی شمشیری نمی خوایم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;خلاصه گیری کردیم از دست این مصلحت اندیشان. در انتخابات 84 شرکت نکردم دلیلش هم واضحه برام هنوز هم میگم اجمدی نژاد بهتر از معین هست. معین که داد و بیداد میکرد بله جبهه دموکراسی خواهی تشکیل میدهم ال میکنم  بل میکنم هیچی تهش رفت هنوز هم خبری نیست ازش. به نظر من اقایون خیلی اشتباه میکنند که فکر میکنند مصلحت اندیشی بهشون کمک میکنه اگه چند نفر هم دنبال اقایون هستند به خاطر اینه که هنوز نامید نشدند و میبینند این اقای سید علی همراه خوبی است برای جنبش دموکراسی خواهی و اگرنه اگه تریپ هاشمی بود حالا حالا ها باید سرگرم میبودیم. خوب کاری میکنه اهل مذاکره نیست تکلیف مردم رو روشن کرده میگه اقا بیا زور بزن من و نمیخوای بندازم بیرون تا درس عبرتی برای تمام دیکتاتورهای بعدی بشه،  بیا و من رو تبدیل به اخرین دیکتاتور کن. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;دارد ملت ایران رو میسازد میگه بیا جلو با من بجنگ تا قوی شی. اگه دست این سید ممد خاتمی بود تا الاان همه رو بدبخت کرده بود . فقط یه لحظه فکر کنید ملت سرد بشه و بی تفاوت بعد ببینید چه کشتاری بکنند این اقایون ایا خون بچه های توی زندان رو به گردن میگیرند این اقایون طرفدار فتیله ؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;ایا اقایون که میگن خوب 100  کشته بهتر از 300 تاست فکر کردن اگه بچه خودشون بود چه میکردن؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;ایا ادمها گوسفند هستند که اینجوری بر اساس ارقام چرتکه میندازند تهش هم ژست منطقی میگیرن و با نگاهی "سفیه اندر عاقل"&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;به ما جوونای بی تجربه میندازن درس "مصلحت" اندیشی میدن والا چی بگم امیدوارم خاتمی واعوان و انصارش اسمشون در تاریخ به عنوان خائن ثبت نشه. نگید اقا تند حرف میزنی نگید این جنبش کشش شعارهای رادیکال رو ندارد چرا این جنبش دارد خوبش رو هم دارد میدونید من برام سواله که چرا هنوز اقشار وسیع تری نپیوستند و به نظرم دافعه شخصی این اصلاح طلباست به نظرم سوسول و سطحی هستند. مثلا این بحث شعارها اگر مردم خواسته های خودشون رو نبینند نمیان بابا جان این ملت از دوره هاشمی تا حالا مخالف سیستم بوده به صورت گسترده چرا کسی نمیخواهد قبول کند که بابا ملت ایران قابل اتکاست فقط باید بهش ایمان داشت چرا کسی نمی خواهد قبول کند جامعه ما میتونه رژیم رو عوض کنه و باید بکنه.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-5244669944484194930?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/5244669944484194930/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2010/01/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5244669944484194930'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5244669944484194930'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2010/01/blog-post_20.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-6903213298311531762</id><published>2010-01-02T01:36:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T23:27:48.531-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;بیانیه اخیر موسوی رو داشتم میخوند و واکنشهای به آن رابه نظرم چند تا نکته کوچک رسید که یک مقدمه بگم بعد بهش میرسم. در طی سالهای اخیر از زمانی که خاتمی با پرچم اصلاحات ریاست جمهوری و مجلس رو فتح کردو خامنه ای از طریق شورای نگهبان همه زمین بازی رو ریخت به هم و خوب این وسط ملت بیچاره ایران له شد. یک دعوایی هست به نام عدم اعتماد به حمایت مردمی از سوی سران اصلاحات. حالا دعوا چیست دعوا این است که به غلط در ذهن مردم ما رفته است که بله ما ملت ایران جنسمون از جنس مردم کوفه است و به راحتی برای یک نفر نامه مینویسیم ، او میاد و ما جا میزنیم. یا اینکه  محمد خان قاجار گفته است ایرانی را گرسنه نگه دار و عرب را سیر تا بتوانی حکومت کنی این حرفها رو سالهاست کردند تو کله ملت ایران. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt; اقا کار کار اینگیلیساست ، این انگلوفوبیا و امریکافوبیا یا اخیرا روسفوبیا هم که در بین ملت ماشالا کم طرفدار ندارد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;تمامی این مطالب از ملت ما موجودی ساخته است با ضعف اعتماد به نفس مفرت. میگن شاه کم کشت برای همین حکومتش ساقط شد. و خیلی حرفهای دیگر غافل از اینکه نباید آدم مسائل جامعه پیچیده ای مثل ایران رو اینگونه تفسیر کند. شاه اگر بیشتر هم میکشت رفتنی بود چون مردم ایران میخواستند که برود. این حکومت هم به محض اینکه ملت به این نتیجه برسد که باید برود رفتنی هست و دنیا هم چاره ای ندارد جز اینکه  به حرف مردم ایران  گوش کند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;به هر حال مطلب اصلی اینکه صرفنظر از اینکه این بیانیه عقب نشینی بود یا نبود. دیر بود زود بود ، هرچی . من به نظرم میاد که خیلی ها در ایران به این فکر میکنند که مردم ما ناتوان از پیش برد اصلاحات  هستند. به نظرم هنوز ما مردم خودمون رو نشناختیم دلیلش هم شاید این باشد که همدیگر رو کم میبینیم. در طی کل این سالها فقط عدهای رو دیدیم که در سالگرد انقلاب یا تظاهرات حکومتی دور هم جمع میشن غافل از اینکه ما مردم سی سال پیش یک کاری کردیم ولی دیگه تموم شد مسئله امروز دیگر انقلاب سی سال پیش نیست که . این تظاهرات از دل بر نمیاد که بر دل بشینه بنابراین ما همدیگر در تظاهرات حکومتی نیست که میابیم شاید در یک کنسرت بیشتر به هم نزدیک باشیم و با هم بودن رو احساس کنیم تا در یک تظاهرات حکومتی. ولی در 25 خرداد امسال همدیگر رو پیدا کردیم بعد به مناسبتهای بعدی به همین شکل.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt; ولی اونطور که من می بینم هنوز کسانی که در حال پیچیدن نسخه هستند نگران این هستند که بله زور مردم به حکومت نمی رسد. و البته واقعا هم این کارها به نوعی قمار محسوب میشه انقلاب 57 درست است که مردم به  این نتیجه رسیدند که شاه باید برود ولی تا مدتی بعد از انقلاب هنوز همه انقلابیون میترسیدند که شاه با یک کودتا برگردد. به هر حال این کار نظام بر اندازی قمار است. و من به شخصه در بین اصلاح طلبان (که به نوعی رهبری  این جنبش به اونها منتصب است) هنوز به نظرم قمار بازی نیامده که بتواند قمار کند. اینکه میگم قمار به خاطر این است که  بالا بردن خواسته های مردم در عین اینکه هزینه را برای جنبش ممکن است بالا ببرد ولی در عین حال انگیزه هم ایجاد میکند شاید یک دلیل اینکه مردم هنوز عزمشون رو جزم نکردند که جنبش  را به سمت اعتصابات عمومی ببرند  همین باشد که میگن اهداف این جنبش خواسته های اونها را تامین نمیکند. به هر حال حس من این است که هنوز کسی به مردم اعتماد ندارد. نه خود مردم نه حکومت نه سران اصلاحات نه کسانی که اونور آب هستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-6903213298311531762?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/6903213298311531762/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2010/01/blog-post.html#comment-form' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/6903213298311531762'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/6903213298311531762'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-8930498094463695266</id><published>2009-12-31T00:54:00.000-08:00</published><updated>2009-12-31T01:24:17.555-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:georgia;"&gt;اگر یک دلیل بخواهم در مورد برتری جنبش سبز در زمینه  عمق و پشتوانه فکری  آن بیارم فکر کنم شعارهای جنبش سبز خواهد بود. اولا که سرعت ساخت شعار در این جنبش بسیار بالا است دیروز هنوز چند ساعت از پخش فیلم مربوط به ساندیس دادن حکومت به مردم حاضر در راهپیمایی "خودجوش" نگذشته بود که دیدم رو بالاترین این شعار رو نوشتن: سید علی سید علی شام و ندی خائنی. حالا به شعار اونطرفی ها یک نگاهی بندازیم  "سیدحسن مصطفوی حیا کن ،پیر جماران را رها کن" یا من بلد نیستم این شعار رو بخونم یا این شعار نیست بلکه ...شر است. حالا چه اصراری برای اینکه حتما شعار بدن خوب وقتی سخنرانشون میاد میگه هرکی مخالف ماست بزغاله و گوساله است خوب همین ادبیات رو ادامه بدن دیگه.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:georgia;"&gt; من هر چی نگاه میکنم غنای شعارهای جنبش سبز  خیلی بهتره هم آهنگش بهتره هم اینکه اصولا جنبش سبز چون ازادی خواه است خوب دستش بازتره به خاطر اینکه اَقَلکنِش 100  سال سابقه آزادی خواهی  در این مملکت است. من یادمه در ابتدا این جنبش وقتی هنوز یکی دو روزه بود، عباس میلانی که استاد دانشگاه استنفورد هست و خبره مسائل تاریخ معاصر، میگفت این اقایون نمیخوان متوجه بشن که مغز چند میلیون از مغز 100 نفر بهتر کار میکنه واقعا فضاحت که لغت مورد علاقه "فیلسوف" بُزرگ یعنی جناب لاریجانی (لاریجانی مجلس) است در خور خودشون .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:georgia;"&gt; اگه آدم به کارهای جنبش سبز نگاه کنه اونقدر قشنگی و زیبایی میبینه که به وجد میاد. همون اوائل گفتن اقا اطو ها را ساعت 9 شب همزمان بزنیم به برق چند روز نگذشت دیدیم که سردار سرلشگر 250 کیلیویی اومد گفت ضد انقلاب از این روش داره استفاده میکنه خوب این یعنی اینکه واقعا این روش جواب داد ولی خوب از اونجائیکه دولت امام زمان همینجوریش هم در تامین برق مشکل داشت مردم بیخیال شدند. یا اخیرا یک فکر جالب دیگه دیدم یکی میگفت اقا از این به بعد در خیابانهای شرقی  و جنوبی حرکت کنیم خود این حرکت اگه همه گیر بشه اولا نمیشه با هاش برخورد کرد ثانیا خیلی قشنگه و تراکم غیر طبیعی خیابونها به همه مون اولا میگه "نترسیم نترسیم ما همه با هم هستیم" و ثانیا اگه بخواهند حضرات آی کیو با این حرکت برخورد کنند واقعا خنده دار میشه تصور کنین که ملت رو بزور ببرن اونور خیابون بگن اقا باید از سمت شمال خیابون بری.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:georgia;"&gt; والا به خدا این ملت رو نمیشه باهاش در افتاد. یک مطلبی وقتی نوجوون بودم خوندم که هنوز یادمه و خوب برام جالبه . مطلب این بود که وقتی استیون هاوکینگ رفته بود برای مصاحبه ورودی به اکسفورد مصاحبه کننده ها اونقدر باهوش بودند که بفهمند که با فردی باهوشتر از خودشون مصاحبه میکنن . حالا از جنبه تبلیغی این مطلب که بگذریم  واقعا توان اینکه انسان درک کند با مردمی باهوش تر از خودش طرفه کمک میکنه تا اینجوری کارهای احمقانه و خنده دار نکنه. رئیس پلیس در جواب خبرنگاری که میگه آقا فیلم عبور ماشین از روی بدن یکی از معترضین همه جا پخش شده میگه خبرنگارا نباید هرچی خواستند بپرسند حداقل نمیگه اقا مطلب در دست بررسی است. یا یک جوابی که حداقل سمبل کند خوب همه میدنند منظور از در دست بررسی است چیست ولی اینجوری جا خوردن بعد پریدن به خبرنگار اونم خبرنگارای ایرانی که اینقدر در زیر فشارن نمی دونم اگر نشانه یاس ترس و خنگی نیست پس نشانه چیست. در کل این مدت حتی یک قدم درست هم حکومت بر نداشته و این جز از ضعف تعقل چه دلیل دیگری دارد به قول رئیس جمهور موسوی میگفت اقا 16 آذر رو جلوش رو گرفتین قبول با 17 18 اذر چه میکنید اخه تا کی میخواید اینجوری مملکت داری کنید من موندم که اینجوری به کجا میخواهن برسن .این حجم از نارضایتی رو میخان چه کنن از قدیم گفتن که ما دلمون به چی تو خوش کنیم خوشگلیت یا رقص قشنگت .نه اقتصاد درست درمون دارن  نه به مردم ازادی فردی  میدن .  راحت ترین کار الان برای حکومت اینه که دست از سر دختر پسرا برداره بابا بذار تو حال خودشون باشند اینجوری دیگه کسانی که طرفدار واقعی آزادی هستند نمیتونن مومنتوم لازم برای دموکراسی خواهی به این زودی ها درست کنن ولی کو گوش شنوا. حداقل به این فکر نیستند که بابا یه چند سال بیشتر بمونند روند این 6 ماه اخیر به حدی سریع بود که ادم میمنونه همین پارسال بود که اقای خامنه ای داشت با پیروزیش در لنان در مقابل اسرائیل این ور اونور پز میداد حالا تو ایران دیگه فحش دادن بهش هم کاری عادی شده.  من هنوز هم معتقدم اگه حکومت ازادی های فردی رو در ایران مجاز اعلام کنه عمرش به مراتب طولانی تر میشه ولی اقایون با سرعت تمام هم خودشون رو میخان نابود کنن هم جوونای این مملکت رو که زیر دست و پای این حضرات هر روز تیکه پاره میشن. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-8930498094463695266?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/8930498094463695266/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/12/blog-post_31.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/8930498094463695266'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/8930498094463695266'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/12/blog-post_31.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-8139326177490958504</id><published>2009-12-28T04:21:00.000-08:00</published><updated>2009-12-31T01:30:44.613-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;عجب ملت عجیبی هستیم همه از وقایع تاسوعا عاشورا خونین تهران و شهرستانها مطلع هستیم و درجه رشادت مردم را به صورت تقریبا مستقیم از زوایای مختلف میبینیم که همه روزه در اینترنت پخش میشود و میبینیم که رسانه های غولپیکری چون سی ان ان و بی بی سی هم بعد از اینکه ما مطالب را از سایت بالاترین مطلع میشویم اخبار را منتشر میکنند اینها همه تجربه های جدید و جالبی است که داریم و البته از شدت تاثر ما هم بابت اینکه در چنین جامعه مشکل داری  مشغول گذران زندگی هستیم نمیکاهد ولی در کنار این همه چیزهای جالب من نمیفهمم چه جور جامعه ای هستیم که درست روز بعد از این همه خونریزی و درگیری  سر و صورت رو صفا میدیم و میریم سر کار و زندگیمون تا با بقیه دوستان هم از ماجراها صحبت کنیم از شایعات واقعیات و همه چیز گویی روز قبل پیک نیک رفته بودیم واقعا هزینه اعتصابات که بیشتر از جان ما نیست . جونمون رو میگیریم کف دستمون و سینه در برابر گلوله ها سپر میکنیم به رسانه های خارج از مرز زنگ میزنیم و لعنت میکنیم کل رژیم و شخص اول مملکت رو ولی بعدش فردا صبح مثل هر روز دیگر میریم سر زندگی خود تو تاکسی دعوامون رو میکنیم انگار نه انگار که دیروز دوش به دوش راننده تاکسی در صف اول مبارزه بودیم همین راننده تاکسی بود که دیروز سیگارش رو برامون روشن کرده بود تا از خفگی ناشی از گاز اشک اور نجات پیدا کنیم حالا باز هم با هم دعوا میکنیم گویی دیروز به سیاره دیگری رفته بودیم انگار نه انگار و جالب است که دوباره مراسم بعدی همه بیشتر از قبل حاضر میشویم دنیا سیستم و همه را سر کار گذاشتیم به خامنه ای فحش میدیم و فرداش دم از تغییرات درون سیستمی میزنیم به هر حال دنیای عجیبی است&lt;br /&gt;به امید ایران آزاد و دموکرات&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-8139326177490958504?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/8139326177490958504/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/12/blog-post_28.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/8139326177490958504'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/8139326177490958504'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/12/blog-post_28.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-4111544471486497589</id><published>2009-12-20T02:53:00.000-08:00</published><updated>2009-12-21T00:58:25.180-08:00</updated><title type='text'>منتظری</title><content type='html'>اسم فیلم مردی برای تمام فصول را برای اولین بار بعد از انتخابات خرداد 88 در نوشته آبروی اهل قلم احمد زید آبادی دیدم بعد فیلم را دیدم و متوجه شدم که الگوی او کیست ولی باید بگم که انصافا نزدیکترین فرد به شخصیت اصلی این فیلم آیت الله العظمی  منتظری بود کسی که دیر شناختیمش مثل همه بزرگان تاریخی که دیر شناختیم و در بزنگاههای تاریخی به داد ملت رسیدند ولی ملت  آنگونه که باید عمل نکردند به هر حال درس واقعی آزادگی را باید از او یاد گرفت و چه نام برازنده ای داشت در زندگی هم علی وار زیست هم حسین وار حسین علی منتظری.&lt;br /&gt; امروز خبر درگذشت کسی رو شنیدم که به حق محق ترین افراد  در دریافت جایزه صلح نوبل بود مردی که باید از او فیلمها ساخته شود شنیدن خبر درگذشت او  احساسی در من ایجاد که در طی سالهای اخیر با از دست دادن دوستان و نزدیکان در من ایجاد میشد. یک شک بود. ولی بگذارید بگم که این مرد بزرگ آیت الله منتظری تا چند سال پیش چندان برای من آشنا نبود نگاهم به  او  نگاهی به یک فرد تاریخی بودنه تناها من بلکه بسیاری از مردم چنین نگاهی داشتند. میگویم داشتند  تا یاد آور شوم که 6 ماه اخیر خیلی چیزها رو تغییر داد. ما را با آدمهای بسیاری پیوند داد که همگی بخشی از تاریخ ایران معاصر شده بودند ولی  آتش ظلم یخ تاریخی آنها را ذوب کرد و به مانند نوعی دگردیسی پروانه های زیبایی در آسمان بیابان خشک سیاست ایران شدند. سالها خبری از این روحانی واقعی نبود تا اینکه در خرداد 88 ندای تاریخ را پاسخ گفت و آمد و بت بزرگ را شکست با بیانیه های مهم و تاریخیش جایی در تاریخ ایران برای خود باز کرد تا آیندگان بدانند که ایران هنوز بیشه شیران است. &lt;br /&gt;ما یک قهرمان واقعی از دست دادیم ولی من مطمئنم که آیت الله منتظری اولین قهرمان نبود و آخرین هم نخواهد بود از درختی که او به نام آزادگی کاشت باید انتظار روییدن شاخه های بسیاری راداشت.&lt;br /&gt;حالا یک نگاه مختصری به لحظات تاریخی زندگی او بکنیم قبل از انقلاب از سال 45 تا 57 او اغلب یا در تبعید بود یا در زندان و نماینده تمام کمال آقای خمینی در ایران بعد از پیروزی انقلاب او ریاست مجلس خبرگان را به عهده گرفت و نظریه ولایت فقیه را در قانون اساسی  وارد کرد. بعد از آن در سال 64 به عنوان رهبر آینده منتخب شد تا اینکه بر سر اعدام و دستگیری مهدی هاشمی اختلافات او با اقای خمینی بر سر اعدامهای 67 به اوج خودش رسید در این زمان بود که بعقیده من تاریخی ترین کار را انجام داد و لب به اعتراض به اعدامها گشود اعدام کسانی که از لحاظ ایدئولوزیکی در نقطه مقابل او بودند ولی منتظری در جواب شیطان که میگفت:" حالا یک چند روزی صبر کن تا خمینی بمیرد تو که حاکم شدی با عدالت حکم رانی خواهی کرد" یک کلمه گفت "نه" نه تاریخی که او را از یک قدمی نشستن بر شتر ولایت و سلطانی بر و بحر منع کرد. بعد ایادی ظلم جور و فساد گفتند ما تو را محبوب کردیم خودمان هم محبوبیت را از تو میگیریم و عکس او را از کتابها حذف کردند جالب است که این کارها را کسانی کردند که سابق بر این از پیروزی خون بر شمشیر دم میزدند و هیچ نفهمیدند که اگر علی را اموی ها و بنی عباس تنوانستند در تاریخ حقیر کنند شما هم نمیتوایند علی زمانه را حقیر کنید به هر حال گذشت تا اینکه در سال 71 فیلم معروف ایشان در نقد بر عملکرد آقای خامنه ای پخش شد و دوباره صدای مظلومان از گلوی این مرد وارسته شنیده شد. و باز گذشت و گذشت تا اینکه رسیدیم به خرداد 88 اینبار دیگر مردمی بودند که آماده شنیدن صدایی از قم در تقبیح ظلم و جنایت بودند و آیت الله منتظری به این خواست تاریخی ملت ایران لبیک گفت.&lt;br /&gt;حقیقت امر من در عین ناراحتی که طبیعی است که در شرایط فعلی به خاطر اوضاع مملکت داشته باشم مثل همه دوستانم از یک چیز خوشحالم و اون اینکه  احساس میکنیم در دالان تاریخی مهمی دارم عبور میکنم و لحظات تاریخی رو دارم میبینم دارم کربلا رو با اون روایتی که ما شنیدیم میبینم دارم شیلی ، ویکتور خارا و آلنده  رو میبینم محمد علی شاه مشروطه خواهان  و بسیاری دیگر. دوره جالبی است میدونم که داستانها خواهم داشت تا به سن کهولت به جوانها بگم از قهرمانان از شکستها و پیروزی ها از غم و شادی از خشم و ترس از افسردگی تا امیدواری&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-4111544471486497589?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/4111544471486497589/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/4111544471486497589'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/4111544471486497589'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='منتظری'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-4764708193475324927</id><published>2009-10-30T12:09:00.000-07:00</published><updated>2009-10-30T12:36:30.377-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>امروز داشتم برنامه کوک و بلور بنفش بهزاد در بی بی سی فارسی رو نگاه میکردم و به شدت تلاش میکردم البته این تلاش مال امروز و دیروز نیست سالهاست که میخواهم به نوعی با این فضای به اصطلاح جوانانه ارتباط برقرار کنم ولی علی رغم تمام تلاشها بعضی اوقات فقط بیاد بگم میخواهم بالا بیارم بعضی از این "هنرمندها "واقعا دیگه گندش رو در اوردند قیافه آشغال من میدونم که آدم نباید خیلی ایده الیست باشه ولی دیگه نباید هر اشغالی رو چون ایرانی، نمیدونم محدودیت هست، جوونها تحت فشارن، موسیقی نمیتونه رشد کنه واینکه  همین هم غنیمته  به خورد خودم بدم باید آدم یه استانداردهای داشته باشه یک چارچوبی باشه نه من در آوردی و تحمیلی  بلکه از درون خودش ببینه واقعا بعضی از این اراجیف اصلا ارزش شنیدن داره ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مطلب دیگه ای که میخواستم بگم اینه که آمدم اینجا که بتونم راحت سیاسی بنویسم ولی حالا دیگه اصلا حوصلش رو ندارم حالم به هم میخوره از این سیاست  لعنت به این سیاست کاش سیاست میشد یه چیزی که تاثیر زیادی بر اجتماع نمیداشت و کثافت عشق به قدرت میموند بین همونها که عاشق این کثافت قدرتند ما هم خلاص میشدیم من بعضی وقتها فکر میکنم میبینم مثلا یکی مثل احمد زید آبادی یکی مثل سیرجانی یکی مثل فرج سرکوهی چون حرفهاشون خیمه پر از لجن قدرت متمرکز رو کمی نشانه رفته باید بشینند رو در روی یه مشت کثافت آشغال که جز هدر دادن اکسیژن هوا و کثیف کردن کره خاکی و به لجن کشیدن جامعه بشری کاربرد دیگری ندارند و هم دهن بشوند چرا چون هیچ پرده ای بین یه مشت قدرت طلب مردابی با مرواریدهای اقیانوس بشری نیست &lt;br /&gt;واقعا باید یه فکری به حال این بدبختهای قدرت طلب بکنیم &lt;br /&gt;کاش میشد یه داروی مخدر درست کرد به این طیف از جامعه داد که در فضای توهمی خودشون در کثافت قدرت غلط بزنند و این دنیا رو برای نفس کشیدن در اختیار بقیه مردم دنیا بگذارند &lt;br /&gt;میدونم تخیلی ولی چه کنم .&lt;br /&gt;حالا یه چیزی بگم تا بدونید که چرا ناراحت و ناامیدم نسبت به سیاست به ویژه در ایران یادم میاد در زمانی که خاتمی تازه رئیس جمهور شد و اون ابهت ریاست جمهوری که رفسنجانی به یک رئیس جمهور داده بود از بین رفته بود من دبیرستانی بودم تازه سال اولم رو به اتمام بود من نوجوون و خسته از اینکه در هیچ جای قهرامانهای زندگی من هیچ ایرانی نیست  میخواستم ایران رو بسازم و کیست که نداند در ایران همه فلاکتها از چشم سیاست مداران دیده میشود خلاصه سرتون رو درد نیارم خوب چه کردم ابتدا شروع به فکر کردن کردم که چه جوری باید رئیس جمهور شد بعد از مدتها فکر کردن جسته و گریخته و خوندن وشنیدن تهش یه روز به این نتیجه رسیدم که بله غیر ممکن است چون فقط کسانی میتونند به قدرت برسند و در قدرت بمانند که قدرت رو برای قدرت بخواهند و هیچ مرزی برای حفظ قدرت نشناسند این تناقض بزرگ من رو به بد بینی عجیبی رسوند تهش این شد که گفتم اگه بخواهم تابع اصول باشم و "اصول گرا" دیگه به قدرت نمیرسم اگر هم &lt;br /&gt;  برسم اون بالا نمیمونم در غیر اینصورت هم که نقض غرض کردم به هر حال حیف و صد حیف&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-4764708193475324927?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/4764708193475324927/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/10/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/4764708193475324927'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/4764708193475324927'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-7312181481085789884</id><published>2009-09-23T08:59:00.000-07:00</published><updated>2009-09-23T09:14:15.860-07:00</updated><title type='text'>تجاوز</title><content type='html'>سلام&lt;br /&gt;خواندن مطالبی که مربوط به تجاوز میشه مو بر تن آدم سیخ میکند &lt;br /&gt;جنایتی که نظام انقلابی اسلامی کرده در نهایت خودش هست&lt;br /&gt;دیگه هیچ جایی برای توجیه ندارد&lt;br /&gt;من هر چی فکر میکنم میبینم که به هیچ وجه اعمال انجام گرفته را حتی نمی توان کلاه شرعی روش گذاشت کار واقعا خرابه مسئله تنها این نیست ه به چند نفر یا چند صد نفر تجاوز شده مسئله  &lt;br /&gt;اینه که ممکنه نفر بعدی من تو یا نزدیکانمان باشیم با یکی از دوستام صحبت میکردم بحث از این شد که خدا هست یا نه ولی به نظرم خدا را آدمهای ضعیف بیشتر بهش اعتقاد دارند &lt;br /&gt;تا آدم قوی آدمهایی که دادشون رو نمیتونند بگیرند وقتی کروبی صداش به جایی نمیرسه دیگه باید به کی امید داشت این رژیم هم با همین ظلمش میمونه متاسفم برای خودم برای وطنم برای همه تا اتحاد نداشته باشیم کار درست نمیشه باید بفهمیم که هیچ فرقی جز شانس بین من و تو و جوونهایی که به کهریزک رفتند نیست همین&lt;br /&gt;تا نفهمیم که ممکنه فردا نوبت ماست فیاده ندارد این مسئله قهرمان نمیخواهد اتحاد میخواهد همه حتی بسیجی ها بالاخره نباید فراموش کرد که بسیجی ها هم مسلمونن باید اطلاع رسانی کنیم به همه بگیم دیواری که بین من و بسیجی کشیدند باید خراب بشه&lt;br /&gt;http://www.radiofarda.com/content/f2_Maryam_Sabri_detainee_rape_Karoobi_plain_clothes_men_Kahrizak/1829123.html&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-7312181481085789884?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/7312181481085789884/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/09/blog-post_23.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7312181481085789884'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7312181481085789884'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/09/blog-post_23.html' title='تجاوز'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-5903578638138101854</id><published>2009-09-21T11:05:00.001-07:00</published><updated>2009-09-21T11:05:48.139-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>یه روز صبح یه مریض به دکتر جراح مراجعه میکنه و از کمر درد شدید شکایت میکنه .&lt;br /&gt;دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد گرفتی؟&lt;br /&gt;مریض پاسخ میده: «من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده! دربالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید. من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.&lt;br /&gt;مریض بعدی دکتر بهش میگه: به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته. مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟» مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود. ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم. من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را می‌پوشیدم، شما باور نمی‌کنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!&lt;br /&gt;وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیم‌تره. دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی؟!» خب، راستش توی یه یخچال بودم که یهو یه نفر اون را از طبقه‌ی سوم پرتاب کرد پایین.............!!!!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-5903578638138101854?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/5903578638138101854/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/09/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5903578638138101854'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5903578638138101854'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-5889981224331649394</id><published>2009-08-23T00:51:00.000-07:00</published><updated>2009-08-23T01:25:12.265-07:00</updated><title type='text'>تلویزیون ایرانی</title><content type='html'>دیروز داشتم برنامه نوبت شما بی بی سی رو نگاه میکردم که مضوعش رو اختصاص داده بود به مسائل مربوط به کابینه ا.ن. جالب این بود که اخرش سیاوش اردلان اعتراف کرد که نتوسنت برنامه رو در مسر از پیش طراحی شده ببره که هدفش بررسی جزئیات اعضای کابینه بود دلیلش هم واضح بود چون هرکی زنگ میزد میگفت آقا ما اصلا دولت احمدی نژاد رو به رسمیت نمیشناسیم که بخواهیم بیایم و در مورد جزئیاتش بحث کنیم. &lt;div&gt; حقیقتش من هر بار که برنامه ای چه در صدای آمریکا چه بی بی سی میبینم که امکان شنیدن صحبتهای مردم از طریق تلفن میده دچار اضطراب میشم دلیلش اینه که مرتب نگرانم که اگه کسی حرف دل من رو با استفاده از کلمات تند زد  مجری قطعش کنه یا یکی از طرفدارهای حکومت ظلم و جور تزویر بیاد رو خط و حرفهای مزخرف صدا و سیمای "میلی"  رو به خورد ما بده در هر حالت اعصاب خرد کنه.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;این مقدمه رو گفتم تا به اصل قضیه بپردازم. این حوادث اخیر در ایران یک مطلب رو به من که الان یک چهار پنج سالی است مشتری پر و پا قرص  رسانه های اروپایی و امریکایی فارسی زبان هستم نشان داد و آن ضرورت داشتن یک رسانه بی طرف که صدای مردم رو به گوش مردم برسونه. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;فقط لازمه که به تغییر سیاستهای بی بی سی و صدای آمریکا بر اساس موضع گیری های مسئولان سیاسی کشورهای متبوعشان کمی فکر کنیم. صدای امریکا ی بوش با صدای امریکای اوباما کاملا متفاوت است صدای آمریکای بوش هرگز جلو صحبتهای سازگارا رو نمی گرفت . حالا ولی میبینید که صدای آمریکا میپره مرتب وسط صحبتهای میهمانانش تا یک وقت وصله جنبش سبزی بودن بهش نتونند بزنند. یا بی بی سی که برنامش از ابتدا هم بسیار مواضع نزدیک به اصلاح طلبان حکومتی داشت و دیگه خلاف سنگینش مصاحبه با فرخ نگهدار بود بعد از دستگیری چند تن از کارمندان سفارت انگلیس به کلی تغییر کرد. و هیچ وقت یادم نمیره که چند روز بعد از صحبتهای اقای خاتمی در مورد بازداشتگاه کرج و استفاده از لغت جنایت در صحبتهاش برنامه نوبت شما موضوعی مرتبت با قضیه پادگان اشرف گذاشت و جالب این که همین سیاوش اردلان میگفت از کلمه جنایت برای جمهوری اسلامی استفاده نکنید (چون خیلی ها زنگ میزدن و مسائل شکنجه ها و جنایت رژیم ایران رو هم میگفتند ومقایسه میکردند با آنچه در عراق میگذره).&lt;/div&gt;&lt;div&gt;به هر حال من فکر میکنم به اندازه کافی  ایرانی پولدار و  هم اپوزیسیونی  در خارج ایران هست که بشه یک تلویزیون ایرانی برای ایرانی بشه راه انداخت  تا از شر نیاز به برنامه های کشورها ی بیگانه خلاص شیم. تا کی باید اجازه بدیم کانالهای غربی در امور ما دخالت کنند تا کی باید صدای خودمون رو از گلوی آمریکایی ها و انگلیسی ها بشنویم و اونها برای ما تعیین کنند چه بگیم چه نگیم از کلمه خشونت استفاده کنیم یا جنایت وقتی ترسو ترین اصلاح طلب یعنی خاتمی میاد میگه جنایت من دیگه چرا نباید حق داشته باشم کلام مورد نظرم رو بگم.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;واقعا وجود یک تلویزیون ایرانی برای ایرانی  ضرورت انکار ناپذیری داره. خدا کنه کروبی بتونه تلویزیونش رو راه بیاندازد.&lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-5889981224331649394?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/5889981224331649394/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_23.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5889981224331649394'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5889981224331649394'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_23.html' title='تلویزیون ایرانی'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-8652181372295517638</id><published>2009-08-15T15:00:00.000-07:00</published><updated>2009-08-15T15:32:09.396-07:00</updated><title type='text'>نظریه بیگ بنگ</title><content type='html'>به یک ترکه میگن نظرت در مورد جکهای ترکی چیه میگه هیچی تجدید خاطره اند. &lt;!-- End WebGozar.com Counter code --&gt;&lt;div&gt;یه دو سه روزی هست گیر دادم به سریال نظریه یگ ینگ که سریال طنزی هست در مورد چند تا دانشجوی دکتری علوم. تقریبا بیشتر قسمتاش رو دیدم به صورت فشرده با اینکه روده بر شدم ولی جالبه که برام بیشتر تجدید خاطرس تا یک سریال طنز. تازه فک میکنم نویسنده فیلم نامه خیلی بر و بچز رو دست کم گرفته خودم شخصا خیلی موارد خنده دار به خاطر دارم که چند تاش رو که الان یادم میاد میگم تا شاید یه روزی مرتبش کردم. مثلا یک دفعه ای سر  اعلام نمره یک درسی کمک استاد اون درس به یکی از بچه ها گفت  امید وارم استادت هندی نمره نده اخه استاده تو هند درس خونده بود. بعد گفت یه وقت بهش نگی این حرف و خیلی حساسه استاد هم از قضا خانم بود و تازه هم فارغ التحصیل شده بود دیگه فکرش رو بکنید. این رفیق ما هم دقیقا یه ربع بدش که رفتیم پیش استاد وسط صحبت ورداشت گفت خانم دکتر هندی نمره ندی ها!!!  شانسمون گرفت که هندی نمره نداد البته بماند که من هم نمیدونم هنوز نمره هندی چه جوریه&lt;/div&gt;&lt;div&gt;یه روز دیگه همین نابغه ما داشت با مبایل با یه آدمی که رودربایستی داشت صحبت میکرد که راهنمایی کنه برای دوره ارشد مهندسی هسته ای که وسط صحبتش وقتی که ما کلی اذیتش کردیم( اخه فک میکردیم داره با یه دختر صحبت میکنه وقرار گذاشته بودیم هر کی با یه دختر تلفنی صحبت کرد یه حالی بهش بدیم ) بیچاره اینقدر حول شد که گفت این رشته خیلی کاربرد داره مثلا تو رصد خونه ها !!!!!!!!!!!&lt;/div&gt;&lt;div&gt;یا یه دوستی داشتیم که هر گز حاضر نشد یه شب خوابگاه بخوابه اخه بغیر از تخت خودش جای دیگه ای نمیتونست بخوابه یا خودم که یک روز که خیلی مست کردم برام بچه ها آب آبلیمو اوردن تو حال مستی که میگفتم سرم ده کیلوی پرسدیم لیوانش دهنی نیست !!!!!!!&lt;/div&gt;&lt;div&gt;یا یکی دیگه از بچه ها که بد جوری تو کف بود آخرش یه دختر تو یه دبیرستان در شمال پیدا کرده بود که اونهم تازه دختره شانسی شماره این رفیق ما رو گیر آورده بود و مزاحم تلفنی شده بود یه دوست دختر هم البته قبلش پیدا کرده بود که یک شب خودم شاهد بودم که از 1 شب تا هفت صبح با دختره صحبت کرد اخر هم براش 200 300 هزار تومن قبض مبایل اومد رابطشون هم یه ماه نکشید . &lt;/div&gt;&lt;div&gt;یا یکی دیگه که یک سال درس و مشق رو ول کرده بود که یک دختری بهش گفته بود نه یا یکی دیگه که وقتی من و اون یکی دوستم داشتیم در مورد شرایط مملکت بحث داغ میکردیم  یه دفعه با چهره ای حق به جانب پرید وسط بحث و به عنوان یه راه حل سیاسی که کس دیگری قادر به کشفش نبود گفت: "باید به این وضع خاتمه داده شود" &lt;/div&gt;&lt;div&gt;یکی دیگه هم بود که حساب همه خریداش رو تو موبایلش داشت و برنامش اینجوری بود که یک نوشابه خانواده میگرفت بعد سر سفره به هم اتاقیاش میگفت اقا بفرما بر و بچز هم که مال مفت گیر اورده بودند خلاصه دخل نوشابه رو میاوردن بعد همش رو اخر ماه جمع میزد و کلی همشون رو پیاده میکرد طوری شده بود که هیچ کش جرات نزدیک شدن به خوراکیش رو نداشت چه برسه به اینکه به کتاباش کسی نگاه میکرد. دهنه هم اتاقیاش رسما آسفالت بود. ظرف یک شب میتونست یه فیلسوف بشه بعد حرف خودت رو بگیره فرداش با کلی پر و بال به خودت تحویل بده که خودت کفت ببره.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;یا یکی دیگه که کلی کتاب دانلود کرده و پرینت گرفته بود و اگه همون کتاب رو دست تو میدید میگفت خوش دسته ها اگه نمیخوایش بده به من یک مورد که اصلا کتاب اصلی و اورژینال هم داشت به من میگفت اقا این کپیت خیلی خوش دسته میدی به من &lt;/div&gt;&lt;div&gt;خلاصه اونقدر داستان هست که نگو و نپرس هم اتاقای های من هم رشتشون جغرافی بود میگفتن میگفتن "علمای فیزیک " البته به من میگفتن حاج اقا سنجابی و همش سراغ "خانه ریحانه" رو میگرفتن. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;خلاصه دورانی بود&lt;/div&gt;&lt;div&gt;الان هم که میخواست برم سی دی آهنگ بیارم جای هدفون اوردم حالا شما سخت نگیرین&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-8652181372295517638?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/8652181372295517638/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_15.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/8652181372295517638'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/8652181372295517638'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_15.html' title='نظریه بیگ بنگ'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-1280677184259170712</id><published>2009-08-13T15:50:00.000-07:00</published><updated>2009-08-13T15:52:24.037-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span"  style=" color: rgb(51, 51, 51); line-height: 25px; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px; font-family:arial;"&gt;&lt;h3 class="title2" style="direction: rtl; margin-top: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-family: arial; font-size: 20px; color: rgb(69, 69, 69); text-transform: uppercase; font-weight: bold; margin-bottom: 15px; "&gt;به نقل از سایت گویا&lt;/h3&gt;&lt;h3 class="title2" style="direction: rtl; margin-top: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-family: arial; font-size: 20px; color: rgb(69, 69, 69); text-transform: uppercase; font-weight: bold; margin-bottom: 15px; "&gt;حقوق بشر کجاست؟&lt;/h3&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:85%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: 10px; line-height: 20px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هادی خرسندی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;em&gt;با پوزش از هموطنان عزیزم و همزبانان سعدی و عبید و ایرج میرزا... (اگر لازم است!)&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس حقوق بشر کجاست؟ کجاست؟&lt;br /&gt;نکند لای پای اوباماست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يا مگر غفلتاً شبی، روزی&lt;br /&gt;رفته راحت به کون سارکوزی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکند هيلاری ترش کرده&lt;br /&gt;توی ماتحت شوهرش کرده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يا مگر کرده آنجلا مرکل&lt;br /&gt;توی خيک وزير صاحبدل&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يا که پوتين نموده صاف آن را&lt;br /&gt;مدودف نيز کرده شاف آن را ....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;(- "هاديا عفت کلام چه شد؟&lt;br /&gt;ادب و شأن و احترام چه شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاعر اين بار در غضب شده است&lt;br /&gt;ادبيات بی‌ادب شده است!")&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- گور بابای عفت و عصمت&lt;br /&gt;ديگرم نيست فکر اين قسمت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خيابان که خون شده دلمه&lt;br /&gt;گور بابای عفت کلمه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه گوئی که غافل از ادبم&lt;br /&gt;باز از خشم خويشتن عقبم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من در اين روزگار خونالود&lt;br /&gt;با ادب‌تر ازين نخواهم بود!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تازه آن برلس ِ فلان، مانده&lt;br /&gt;گوردون ِ گنده‌بک، براون، مانده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رهبر چين و رهبر ژاپن&lt;br /&gt;آن دو ديوث ِ پشت دولا کن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از حقوق‌بشر چه ميدانند&lt;br /&gt;فقط اخبار نفت ميخوانند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی البته بود اگر صرفش&lt;br /&gt;کس نميبود غافل از حرفش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اوباما بگير تا پوتين&lt;br /&gt;از پوتين تا هو-جين-تاو در چين&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از پکن هم بگير تا توکيو&lt;br /&gt;خدمت حضرت تارو-آسو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنطرف تا هلند کاسبکار&lt;br /&gt;"پاچه‌خواران" دولت و دربار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ناگهان صحبت حقوق بشر&lt;br /&gt;مينمودند جمله، سرتاسر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه بر سر زنان و ناله کنان&lt;br /&gt;همه ماتم گرفته، تعزيه‌خوان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که حقوق بشر چرا کم شد؟&lt;br /&gt;آخ که دنيای ما پر از غم شد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخ که بنده نخفتم اوری نايت&lt;br /&gt;فکر ايرانم و هيومن رايت!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی امروز اين حقوق بشر&lt;br /&gt;رفته با سر به جای نابدتر!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;های ای رهبران غربی کور!&lt;br /&gt;لال‌های کثيف خاور دور !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;های ای جاکشان ِ ليدی و جنت!&lt;br /&gt;که رئيسيد يا پرزيدنت!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هيچ باتوم خورده بر سرتان؟&lt;br /&gt;روی اسفالت مرده دخترتان؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هيچ فرزندتان اسير شده؟&lt;br /&gt;خرد و درمانده و خمير شده؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;های ای رهبران ريز و درشت&lt;br /&gt;هيچکس از شما عزيزی کشت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوجوان شما به کهريزک&lt;br /&gt;نشده مثل مال ما بی‌شک ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از خفقانتان بود معلوم&lt;br /&gt;که خبر گشته‌ايد از باتوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غم ما را اگرچه می‌بينيد&lt;br /&gt;جز گل از باغ ما نمی‌چينيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا بود باغ ما پر از گل ِ نفت&lt;br /&gt;غمتان نيست که چه بر ما رفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نفت ما خون خالص و ناب است&lt;br /&gt;خون صدها ندا و سهراب است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خون قربانيان استبداد&lt;br /&gt;توی ايران و حومه‌ی بغداد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس بنوشيد بهر پرخونی&lt;br /&gt;از اوباما الی برلس-کونی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تف به روی شما يکايک‌تان&lt;br /&gt;چهره‌های حقير مضحکتان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تف به روی شما همه با هم&lt;br /&gt;بجز اين از شما نميخواهم!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما که مسئول مشکل خويشيم&lt;br /&gt;هريک از جمله‌ی شما بيشيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی‌نياز از همه شما هستيم&lt;br /&gt;ملتی فحل و خودکفا هستيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چوب اگر لای چرخمان ننهيد&lt;br /&gt;به حکومتگران کمک ندهيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برحذر از شما و خوشحاليم&lt;br /&gt;که جوان ملتی کهنساليم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما جوانان پرتوان داريم&lt;br /&gt;فکر و برنامه‌ی جوان داريم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادرانی که توی ميدانند&lt;br /&gt;زن آزادفکر ايرانند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردها پرتلاش و با ايمان&lt;br /&gt;مثل ستارخان و باقرخان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردمانند اهل انديشه&lt;br /&gt;با صفا، با غرور، با ريشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه کوشنده‌ی ره وطنند&lt;br /&gt;نه که مهمل‌نويس مثل منند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من هم آماده‌ام پی پوزش&lt;br /&gt;که همه نرو-هايم آمد کش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پشت پی.سی. نشسته نيمه‌ی شب&lt;br /&gt;رفت کيبورد راه ضد ادب!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای شما رهبران اين دنيا&lt;br /&gt;معذرت خواهم از حضور شما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اوباما و مرکل و پوتين&lt;br /&gt;رهبران عزيز ژاپن و چين&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرکوزی و براون و آن ديگر&lt;br /&gt;همگی از دم و الی آخر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از حضور شمام شرمنده&lt;br /&gt;که شدم ناگه از زمين کنده!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قصد من هم نبود بی‌ادبی&lt;br /&gt;ولی از دستتان شدم عصبی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که تماشاگر قضايائيد&lt;br /&gt;شاهد قتل بچه‌ی مائيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی اصلاً نميگزد ککتان&lt;br /&gt;تف به قبر بابای تک‌ تکتان!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من که از کوره باز در رفتم&lt;br /&gt;ای "برادر" برس که سر رفتم ...!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;em&gt;۱۸ مرداد - لندن&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-1280677184259170712?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/1280677184259170712/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_1681.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/1280677184259170712'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/1280677184259170712'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_1681.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-5175357897438629741</id><published>2009-08-09T00:40:00.002-07:00</published><updated>2009-08-09T00:41:03.179-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>حسین اسلامی چند روز پیش در جمع خبرنگاران پارلمانی که عموما خانم بودند از دیدگاه‌هایش در مورد تعدد زوجات گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او که تعدد زوجات را بر اساس موازین اسلامی امری مثبت تلقی می کرد، با تایید رواج چند زنی در کشورهای عربی گفت: در عربستان اگر مردی تک همسر باشد به او فقیر می گویند و معتقدند که دینش کامل نیست اما در ایران نسبت به این مساله دید منفی دارند و چند زنی را نمی پسندند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسلامی در پاسخ به اینکه مردان عرب چطور تساوی حقوق زنانشان را که شرط چند همسری در اسلام است، رعایت می کنند؟ گفت: خیلی راحت! مردان عرب، صبح ها می روند سرکار. زنانشان هم در خانه با هم می زنند و می رقصند و خرید می روند. شب هم که آقا برگشت خانه، مثلا در یک خانه چهار طبقه، هر زنی این را صواب می داند که حقش را به زن دیگر بدهد و آقا به یکی از این طبقات برود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این سخنان وی که مایه تعجب خبرنگاران شده بود، در نهایت با این هشدار نماینده اصولگرای ساوه روبرو شد که «در ایران از لحاظ ژنتیکی تعداد زنان بیشتر از مردان است و اگر هر مرد تنها یک زن داشته باشد، برخی از زنان نمی توانند هرگز ازدواج کنند!»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بابا ایوول دمش جیز این رو باید گذاشت کنار صحبت ابراهیم فیاض در رجا نیوز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"حجاب در اسلام برای حفظ نشاط جنسی است، چون حجاب تخيل جنسی را تحريک می‏کند و سبب می‏شود که مسئله جنسی معنادار شود و دچار بی‏معنايی نگردد... برهنگی در غرب، بی‏رغبتی جنسی را برای غربی به ارمغان آورد، چرا که برهنگی سبب تحريک اوليه انسان به طرف عمل جنسی در سنين اوليه بلوغ می‏شود، ولی در نهايت‏به سرد مزاجی جنسی تبديل می‏شود، چرا که اسراف جنسی در دوران بلوغ، به بی‏رغبتی جنسی در سنين بالاتر منتهی می‏شود..." «ابراهيم فياض، رجانيوز»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعلاوه خبر دیروز اشپیگل آنلاین در مورد تجاوز به زندانیان و ماجراهایی که در سالهای اخیر سر زنان ایرانی اومده و البته اخیرا پسر های ایرانی هم تازه مزه تجاوز جنسی رو چشیدن تا بک وقت دچار کسالت جنسی نشوند. همه این مطالب برای این است که ما بفهمیم چه نعمت عظیمی داریم و بدونیم دلیل این همه خشونت با دختران فقط همینه که توطئه غرب برای کاهش میل جنسی در ایران خنثی شود. خاک بر سر من وبقیه فریب خوردگان که این همه جانفشانی رو ندیدیم برای همین بود که احمدی مقدم میگفت نظر سنجی کردیم دیدیم با لای 90 درصد مردم از ما میخواهند که گشت ارشاد کارش ادامه پیدا کنه . من ابله میگفتم حتما دروغ میگه نه بابا بدبخت راست میگفت . واقعا چه نگاه لطیف علمی و روانشناسانه ای دارند یکی از مشکل "جنتیکی" میگه اون یکی از کاهش میل جنسی در غرب .اون موقع یک مشت بی سواد میخواستند با رای دادن به نخست وزیر امام ،انقلاب نرم و مخملی بکنند. البته خوبیش اینه که همه چیز در ایران مربوط به لطافت و نرمی و اینجور چیزهاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا ما را به راه راست اسلام ناب محمدی هر چه سریعتر منحرف بگرداند الهی آمین&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-5175357897438629741?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/5175357897438629741/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_4228.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5175357897438629741'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5175357897438629741'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_4228.html' title=''/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-7271007654861063449</id><published>2009-08-02T01:21:00.000-07:00</published><updated>2009-08-02T01:41:46.359-07:00</updated><title type='text'>خسته از جفایی که به وطن میرود</title><content type='html'>مدت  2 ماه است که کار ما شده چرخ زدن تو اینترنت دریغ از یک صفحه مطالعه درست حسابی با کوله باری از کارهای عقب مانده تحصیلی همه چیز رو ول کردیم چسبیدیم به این مسخره بازی یه مشت کوتوله که مثلا دارن مملکت رو اداره میکنند پدر ملت رو 30 ساله که در آوردن. ای لعنت به این سیستم قانون گریزی ما ایرانی ها. واقعا احساس در ماندگی میکنم از این همه سعی بیهوده 100 ساله ما برای اجرای قانون داریم تلاش میکنیم در حقیقت مشروطه ترجمه  کلمه کنستسیون  که یعنی اینکه قوانینی باشد تا حکومت دستش در پوست گردو قوانین گیر کند تا هرچه دل تنگ جناب پادشاه یا ولی فقیه خواست نشود  حالا بعد از این همه سال این همه خون این همه شکنجه چه بدست آوردیم هیچ عملا هیچ هنوز داریم درجا میزنیم فرض که اصلا احمدی نژاد برود و موسوی بیاید ولی فقیه رو میخوان چه کنند؟ باید بگم با وزن تا احمدی نژاده هر روز همین بساطه، تا ولی فقیه هر روز همین بساطه دیگه واقعا از حوصله من داره خارج میشه پیگیری اخبار سیاسی اعصاب فولادی میخواد واقعا چی میکشه بیچاره موسوی و چی میکشیم ما دوباره لاله های وطن باید با خون جوانان برومند مملکت آبیاری بشه تا کی نمیشه ما این گل لاله رو بیخیال شیم و بچسبیم به یک گل دیگه که با آب سیراب شه والا اصلا ترجیه میدم گل نداشته باشیم خون هم از دماغ هیچکی نیاد وقتی به پوچی این همه تلاشها فکر میکنم دچار یک احساس ابتذال خاصی میشم. این همه دعوا فقط سر اینه که جناب رهبر معظم میخواهند شخصا در همه امور مطابق میل ایشان رفتار بشود و هیچکس در کوچکترینم مسئله ای مخالف ایشان نگوید همه یک رنگ یک شکل یک صدا. بیا حالا درستش کن هر چی بگیم حاجاقا بی خیال ترو خدا نمیشه همه یکجور نمیشن گوش نمیکنه نه تنها او که قبل از او هم همین بساط بود. &lt;div&gt;ته ته این ماجرا ها یک چیز ساده است بی نظمی ما ایرانی ها هیچی دیگه نیست ته تهش همینه وقتی ما از بچگی این جور بار میایم که تا هر وقت خواستیم تلویزیون نگاه کنیم و از بچگی یاد نمیگیریم که باید یک مقراراتی باشد همین میشه که الان در ایران که نه در تمام جهان سوم حاکمه. قانون گریز تمامیت خواه. آدم تاریخ ایران رو نگاه میکنه از هر گونه کوشش برای درست کردن جامعه دلسرد میشه باز هم باید برگردم به یک حرفی که در وبلاگ یکی از دوستام خوندم بدین مضمون که بله اول که وارد دانشگاه شدیم میخواستیم جامعه رو درست کنیم بد که فارغ التحصیل شدیم خواستیم دور و بر مون رو سر سامون بدیم بد که سنمون یکم رفت بالاتر دیدیم از تغییر خودمون هم عاجزیم&lt;/div&gt;&lt;div&gt;باید دیگه واقعا سیاست مسخره و ناراحت کننده رو گذاشت کنار واقعا حیف از ندا و سهراب و اون همه جوونی که افتادن در شکنجه گاههای سیستم اون بلاها سرشون اومد. یادشون گرامی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-7271007654861063449?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/7271007654861063449/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_02.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7271007654861063449'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7271007654861063449'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_02.html' title='خسته از جفایی که به وطن میرود'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-5098668348174465351</id><published>2009-08-01T07:23:00.000-07:00</published><updated>2009-08-01T07:35:10.686-07:00</updated><title type='text'>تجزیه ایران و دیکتاتورها</title><content type='html'>امروز این دومین پست من است و نمیخواهم طولانی بنویسم. نکته اول در مورد حرفی است که مسعود بهنود لحظاتی پیش در بی بی سی گفت و اون اینکه دادگاه فعلی در ایران در تاریخ ایران که هیچ در تاریخ جهان بی سابقه بوده است و تنها در زمان استالین یک چنین دادگاهی تشکیل شد. که در آن سران حزب کم.نیست رو گرفتند و چون " سیستم خون نیاز داشت" همشان که البته بعدا مشخص شد بسیار هم وفادار بوده اند به سیستم اعدام شدند. در یک چنین شرایطی است که آدم به شباهت بی نظیر بین دیکتاتورها پی میبرد همشون همون اشتباه همیشگی رو میکنند و ظاهرا این قانون طبیعت است که دیکتاتورها به بهشت نمیروند. &lt;div&gt;حال به مطلب دیگه بپردازم و اون سکوت تبریزیها و کردهاست. که من رو خیلی نگران میکنه. مدتی است که دارم تحلیلهایی میخونم در مورد اینکه بله ما ترکیم و به جایی بغیر از این تعلق داریم. یا اینکه بله ما کردیم و در تهران هر زمانی که به ماظلم شد همه ساکت بودند حالا با چه کسانی همراهی کنیم. چنین حرفهایی به نظر میاد که در حال نشاندادن این است که علی رغم اتحاد بی سابقه مردم ایران در طی چند هفته اخیر ما شاهد آشکار شدن عمق احساس تفاوت در بین کردها و ترکهای تندرو با ایران عزیز هستیم کسی چه میداند شاید واقعا همانطور که خیلیها گفتند جمهوری اسلامی زمانی میرود که ایران هم تجزیه شده باشد. خدا نکند چنین روزی بیاید ولی به نظر من حرف ترکهای پان ترک اونقدر احمقانه است که واقعا باید دید که چه کسانی این خط رو پیگیری میکنند حداقل یک دو سه قرنی در تاریخ ما این مملکت در دست ترکها بوده حالا عوض اینکه بیان بگن ایران مال ماست میان میگن ما رو جدا کنیم تا بچسبیم به آذربایجان دو زاری یا کردها که ایران متعلق به اونهاست بگن نه ما همین دو سه تیکه رو برمیداریم و همین اصلا هم تاریخی مشترک و درد و شادی مشترکی با بقیه نداشتیم . هر بار که من از پان ترکها پرسیدم که آقا بالاخره این فارس که میگن کیه چیزی سر در نیاوردم.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-5098668348174465351?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/5098668348174465351/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_01.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5098668348174465351'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/5098668348174465351'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post_01.html' title='تجزیه ایران و دیکتاتورها'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-7230486134830837558</id><published>2009-08-01T02:07:00.000-07:00</published><updated>2009-08-01T03:09:03.653-07:00</updated><title type='text'>خشونت</title><content type='html'>مملکت ما این روزها روزگار سختی میگذراند. و کسی نیست که متوجه نباشد مملکت ما در سر یک دو راهی بسیار مهم ایستاده یک طرف آن دوران سیاه دیکتاتوری عریان نظامی و خرافی است و طرف دیگر آن یک دموکراسی نیمبند با مشکلات فراوان در مقابل آن.فهم  این که الان بالاخره کدام کفه سنگینتر است خیلی مشکل است من الان بیش از 50 روز است که به دنبال جواب به همین سوال در حال گشت و گذار در اینترنت هستم. و همه چیز رو میخونم کوچکترین نکته ای را سعی میکنم به خاطر بسپارم ولی تا این لحظه به هیچ نتیجه ای نرسیدم و در واقع تنها حاصل این پیگیری شبانه روزی این بوده است که فهمیدم  تقریبا کسی نمیداند چه خواهد شد مبارزه ایست که دو حریف سنگین وزن با هم دارند  یک طرف جان بیشماری دارد برای از دست دادن خلوص دارد عشق دارد فهم دارد شعور و هوش سرشار طرف دیگر فقط  دو چیز دارد جهالت ناشی از فقر در بین بعضی از مردم و تفنگ. دیدن این جنگ خونین دلخراش روح همه آزادی خواهان رو مکدر کرده و در عین حال صحنه ها والبته نتایج بسیار گرانقیمت غیر قابل انکار که به هیچ راه (موجود) دیگری شاید نمیشد بدان رسید. خواندن اعترافات کسانی که یک زمانی وبلاگشون رو میخوندیم ناراحت کننده است با اینکه میدانیم دروغ میگویند تا نجات یابند ولی باز هم آزار دهنده است. به هر حال مسئله این است که تا اینجای کار هیچ طرفی طرف دیگر رو به زمین نزده است.  و باید نشست و دید و بعید است که ظرف چند روز بتوان نتیجه را دید.&lt;div&gt;البته مطلب مهمی که  نظر من رو خیلی به خودش جلب کرده سرنوشت روشنفکران این مملکت است. البته بگذریم که روشنفکر کیست و تعریفش چیست که کلی هم روش دعواست بعلاوه که در ایران روشنفکر دینی هم داریم که هیچ کس نتوانسته است بفهمد که یک روشنفکر دینی چه صیغه ایست دیگر. ولی به هر حال یکی از مطالب مهمی که در این کودتای اخیر ایران دیدم برخورد وحشیانه با بهترین آدمهای این مملکت بود. یکی از این افراد فردی بود که الان حقیقتش یادم نیست اسمش چی بود. ولی ظاهرا استاد دانشگاه بود و پسرش هم دانشجوی دکترای جامعه شناسی در اکسفورد بود ظاهرا پسر ایشون هم مثل خیلی های دیگه در ایام انتخابات به ایران اومده بود تا کمک کنه جنبش سبز رای بیاره ولی بعد از کودتا در فرودگاه در حالی که داشته به انگلیس میرفته میگیرنش. بعد پدر بیچاره رو میگیرن این استاد دانشگاه نقل میکرد برای رادیو فردا  که مثل "گوسفند " از پس گردنش میگیرند و به درون ماشین پرتش میکنند مطلب جالبی که ایشون به رادیو فردا میگفت این بود که هم چین برخوردی با جانیهای خطرناک در این مملکت نمیشود. وقتی این رو آدم میشنوه با خودش فکر میکنه چرا باید جامعه ما اجازه بدهد که روشنفکرانش به این روز بیافتند اساتیدش به این روز بیافتند. آیا تنها سرکوب و خشونت حکومت  هست و هیچ حمایتی از سوی جامعه ندارد. من بعید میدونم. در حقیقت مطلب این است که جامعه ما به دوپاره عمده تقسیم شده است یک طرف افراد مدرن جامعه هستند طرف دیگر افراد سنتی.  یک طرف به اینده با دید مدرن مینگرد طرف دیگر بدنبال امام زمانش است تا بیاید و و جهان را زیر و رو کند. این دو پاره بواسطه کارهایی که رژیم کرده  دیواری زخیم و بلند بین یکدیگر ایجاد کرده اند و تصورات غلطی نسبت به هم دارند. برای اینکه ارتفاع  این دیوار جدایی را در بعضی نقاط ببینید باید به خاطره یکی از دوستان که در پشت همین دیوار در صف سنتی های دگم قرار داشت باید اشاره کنم که میگفت زمانی بود که من  وقتی اولین بار در سال 72 برای ادامه تحصیل به تهران آمدم به سبب اینکه تا قبل از آن در شهر قم هیچ مانتویی ندیده بودم و همه چادری بودند تحت تفکراتی که داشتیم فکر میکردیم هر زنی که مانتویی است هرزه است. زمان زیادی گذشت تا فهمیدم نه تنها اینگونه نیست بلکه در بین چادری ها هم ممکن است زنان هرزه باشند. این تازه یک قسمت از ماجراست باید دید واقعا در کله این چماق دارهای رژیم چه تفکری جای گرفته که کشتن از افراد ترقی خواه جامعه رو میپسندند. به هر حال باید دید. یک روزی بسیاری از مطالب آشکار خواهد شد.  &lt;/div&gt;&lt;div&gt; مطلب دیگر اینکه آیا شکنجه در جامعه ما محکوم است یا فقط برای دوستان ما محکوم است آیا در جامعه ما کسی به شکنجه زن مسعود امامی اعتراض کرد یا گفتیم ،مهم نیست اون هم همدست جانی ها بوده واقعا در مملکت ما چه خبره &lt;/div&gt;&lt;div&gt;من هر روز کلی مطلب در مورد خامنه ای و احمدینژاد رو اینترنت میبینم و اینکه اگر روزی از احمدی نژاد به همین سبکی که از سران اصلاحات بازجویی شد بازجویی میشد چند نفر از ما که طرفدار اصلاحات هستیم و دم از نوگرایی میزنیم دچار انزجار درونی میشدیم نه اینکه صرفا کلامی این کار رو تقبیح کنیم تا ژست مدرن بودن و متمدن بودن بگیریم آیا در همین لحظه حاضریم هرگونه برخورد خشونت آمیز با ( اگر امکانش بود ) مجتبی خامنه ای را محکوم کنیم یا اینکه نه یک احساس دلخونک شدن بهمون دست میده. من فکر نکنم خشونت در جهان (میگم جهان چون ببینید در اکثر فیلمها ادم خوبه تهش ادم بد رو تیکه تیکه میکنه و همه احساس خوبی میکنن) تا زمانی که ما  نرسیم به اینکه با یک جانی هم باید انسانی برخورد کرد نباید انتظار داشته باشیم شکنجه این رذیلانه ترین عمل بشری به سایه نحص خودش رو از سر ما بردارد.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;به امید روزی که دیگر شکنجه نباشد&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-7230486134830837558?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/7230486134830837558/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7230486134830837558'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7230486134830837558'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='خشونت'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-2478201094315543503</id><published>2009-07-27T00:58:00.000-07:00</published><updated>2009-07-29T01:11:15.294-07:00</updated><title type='text'>زنان</title><content type='html'>خیلی کوتاه میخواهم اعتراف کنم. من در مقابل بعضی از دختران و زنان مملکتم احساس حقارت دلچسبی میکنم. وقتی این شجاعان خیره سر رو میبینم هم آفرین میگم هم به خودم میگم از اونا یاد بگیر . و واقعا فکر کنم این برای همه لازم باشه که نوشته های زنانه را جدی بگیرند چون از یک زوایای مینویسن که برای مردها دیدن اون زوایا ساده نیست. تازگی ها یک بانوی دیگر را کشف کردم که باید اعتراف کنم که اول فکر میکردم مرد است به اسم مسیح علی نژاد. والا مسیح تا جایی که من میدونم مرد بود ولی خوب به هر حال از صدقه سر برنامه بهنام ناطقی که برای برنامه شباهنگ صدای امریکا گزارش تهیه میکنه  صدای مسیح رو در حالی که داشت در بین ایرانیان سانفرانسیسکو سخنرانی میکر، شنیدم. و امروز هم رفتم و سخنرانی کاملش که روی اینترنت بود رو گوش کردم. سخنرانیش واقعا یک یک بود درود بهش اگه وقت کردید حتما مطالبش رو بخونید. خواندنی است &lt;a href="http://masihalinejad.com/"&gt;http://masihalinejad.com/&lt;/a&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-2478201094315543503?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/2478201094315543503/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_27.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/2478201094315543503'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/2478201094315543503'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_27.html' title='زنان'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-3595357513579196960</id><published>2009-07-25T06:08:00.000-07:00</published><updated>2009-07-27T00:04:04.571-07:00</updated><title type='text'>روزنامه</title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span"   style=" border-collapse: collapse;  font-family:Tahoma;font-size:11px;"&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;مدتها بود که با روزنامه ها بویژه اعتماد ملی قهر بودم (چ.ن اعتقاد داشتم روزنامه ای حذبی است البته من به کروبی رای دادم)این مطلب بر میگردد به زمانی که من و خیلی از دوستانم روزنامه را ترک کردیم وقتی که به خاتمی فحش میدادیم و میگفتیم چرا نظام جمهوری اسلامی مورد علاقش رو سرنگون نکرده وقتی که بدون این که با اوپیمانی ببندیم رای بهش دادیم ومسئولیت نظرات متعدد خودمون رو گردن او انداختیم که فکر میکرد نظام آنقدر قوی شده و دشمنانش بیچاره یا پناهنده عراق یا در لس آنجلس یا پاریس دارن زمین گیر شدند. یا در یک فرودگاه زندگی میکنند و میگن ما متعلق به هیچجا نیستیم تا داستان تلخ زندگی ما ایرانی ها دستمایه فیلمی هالیوودی شود که حتی جرات نمیکند نام ایران را ببرد و میگوید این یک داستان مربوط به یکی از کشورهای اروپای شرقی است که میدانیم آمریکایی ها خیلی به خود میبالند که چگونه آنها را از دست دیو شوروی نجات دادند. حالا خیلی وراجی کردم راه اصلی گم نشه خلاصه مدتها بود که دیگه شرقی نبود سوپاپها قابل خوندن نبودند چون از سوپاپ ها فقط اثری مانده بود. روزهای توقیف فله ای روزنامه ها تمام شده بود همه رو گرفتند و بستند و بردند. و این جنین آزادی مطبوعات هنوز چهل روز از نطفه اش نگذشته بود که تکه پاره شد و مادر این مملکت باز هم حاصلی از پیوند عاشقانه خود با جوان زیبا رو ولی ناتوان اصلاحات نیافته و توسط شوهرش که همانا استبداد دیر پای ایران است (این یارو ه دست بزنی داره که نگو ) کتک خورد و نطفه اش افتاد تا باز هم مادر وطن مجبور به تحمل همخوابگی با پیرمرد بد بوی زشت استبداد که دهانش بوی پیاز دائمی میداد و لهجش خیلی دهاتی بود ،بشود. خلاصه ما که دیگر اون جنین رو ندیدیم بعضی از آقایون اصلاح طلب دیندار هم میگن شک داریم که 40 روز ه بوده یا دو ماه که این سقط جنین اتفاق افتاد معلوم نیست شرعی بوده یا نه رفتن تا از محاق چاه 1400 ساله دین جوابی بیابند خلاصه همه رفتن دنبال کارشون. خلاصه قهر من با مطبوعات ایران به زمانی بر میگرده که روزنامه شرق رو بستند و شاید هم قبل از اون وقتی که دیگه از لابلای سطور روزنامه ها چیزی که بدرد من بخوره نبود من منتظر آمریکا بودم اونها که نمیتونستند چیزی بنویسند که آمریکا کی میاد کی تحریم میکنه اسرائیل کی میزنه خلاصه این حرفها بهترین چاره رو در این دیدم که برای یافتن اخبار دست اول باید رفت سراغ اینترنت . یک سال هر روز صبح رو با خوندن نیویرک تایمز و واشنگتن پست بعدش هم اشپیگل سپری کردم ولی فقط صحبت از تحریم بود وبس وتحریمهای نیمبند که ا.ن. بگه همش کاغذ پاره است حالا دوباره بعد از کودتا کودتاچی ها که تا حدی ناتوان شدند دست از سانسور کشیدند تا نسیمی از آزادی بوزد تا من احمد شاملو را در اعتماد ملی بیابم تا من مقایسه رژیم اسرائیل با جنایتکاران رژیم در روزنامه اعتماد ملی بیابم تا بدرستی کروبی بگه اسرائیلی ها باشرفتر از بسیجیان ما بودند (نقل به مضمون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;طنز ماجرا این است که من باز هم مجبورم این بار هم از طریق اینترنت روزنامه بخوانم. وای که چه حالی داشت خوندن روزنامه های اصلاح طلب یادش بخیر شرق حتی این اواخر هم میهن یادش بخیر وقتی که میشد روزنامه ای غیر از خراسان خوند یادش بخیر وقتی خراسان نوشت شیخ فضل الله نوری یک مستبد خود فروخته بود که پسرش دارش زد. برای ما بچه دبیرستانی هایی که برامون شیخ فضل الله رو نماد مبارزه ملت ایران جا زده بودند مثل پریدن توی آب سرد بعد از یک سنای داغ اونقدر داغ که ادم از ترس سوختن دماغش میترسد تنفس کند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;خلاصه این روزها هم استثناء روزنامه ها آزاد شدند تا کمی قائله بخوابد تا روزگار سیاه باز برگردد. روزگار کیهان و جمهوری اسلامی که آدم میترسه حتی بهشون نگاه کنه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;ولی خاتمی یاد روزگار قبل از بستن سلام و توس ات یاد باد یاد باد آن روزگاران را یاد باد روزهایی که از دکه روزنامه فروشی بغیر از سیگار روزنامه هم میشد گرفت بخیر ولی ما امید داریم به روزگاری که دوباره نسیم روحبخش و جذاب رونامه های داغ بوزد روزگاری که بشود دراز کشید چایی خورد و روزنامه رو ورق زد و مثل یک آدم گرسنه از این صفحه به اون صفحه پرید و تا پاسی از شب وقت گذاشت تا یک روزنامه رو خوند . روزگاری که بتونم لکه های چایی یا احتمالا اثر خاکستر سیگار رو صفحات روزنامه دید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;خدایا میشه دوباره بشه روزنامه خواند خدایا این آزادی نسبی رو در ایران طولانی تر کن از تو میخواهم نگذاری این ملت مظلوم ما بیشتر از این تیکه تیکه بشه کمک مون کن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:200%;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:200%;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:200%;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;متن وصیت نامه شهید حمید باکری&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" dir="rtl" style="text-align:left;line-height:200%; direction:rtl;unicode-bidi:embed"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;دعا كنيد خداوند شهادت را نصيب شما كند درغير اين صورت زماني فرا مي رسدكه جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز سه دسته مي شوند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;- &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;- &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;دسته اي راه بي تفاوتي را بر مي گزينند و در زندگي مادي غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي كنند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;- &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;دسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي كنند كه از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند كرد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;پس ، از خدا بخواهيد كه با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد ، چون عاقبت دودسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن بسيار سخت است و دشوار&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" dir="rtl" style="text-align:left;line-height:200%; direction:rtl;unicode-bidi:embed"&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Georgia;color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:right;line-height:200%;direction: rtl;unicode-bidi:embed"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;ای حذبی است البته من به کروبی رای دادم)این مطلب بر میگردد به زمانی که من و خیلی از دوستانم روزنامه را ترک کردیم وقتی که به خاتمی فحش میدادیم و میگفتیم چرا نظام جمهوری اسلامی مورد علاقش رو سرنگون نکرده وقتی که بدون این که با اوپیمانی ببندیم رای بهش دادیم ومسئولیت نظرات متعدد خودمون رو گردن او انداختیم که فکر میکرد نظام آنقدر قوی شده و دشمنانش بیچاره یا پناهنده عراق یا در لس آنجلس یا پاریس دارن زمین گیر شدند. یا در یک فرودگاه زندگی میکنند و میگن ما متعلق به هیچجا نیستیم تا داستان تلخ زندگی ما ایرانی ها دستمایه فیلمی هالیوودی شود که حتی جرات نمیکند نام ایران را ببرد و میگوید این یک داستان مربوط به یکی از کشورهای اروپای شرقی است که میدانیم آمریکایی ها خیلی به خود میبالند که چگونه آنها را از دست دیو شوروی نجات دادند. حالا خیلی وراجی کردم راه اصلی گم نشه خلاصه مدتها بود که دیگه شرقی نبود سوپاپها قابل خوندن نبودند چون از سوپاپ ها فقط اثری مانده بود. روزهای توقیف فله ای روزنامه ها تمام شده بود همه رو گرفتند و بستند و بردند. و این جنین آزادی مطبوعات هنوز چهل روز از نطفه اش نگذشته بود که تکه پاره شد و مادر این مملکت باز هم حاصلی از پیوند عاشقانه خود با جوان زیبا رو ولی ناتوان اصلاحات نیافته و توسط شوهرش که همانا استبداد دیر پای ایران است (این یارو ه دست بزنی داره که نگو ) کتک خورد و نطفه اش افتاد تا باز هم مادر وطن مجبور به تحمل همخوابگی با پیرمرد بد بوی زشت استبداد که دهانش بوی پیاز دائمی میداد و لهجش خیلی دهاتی بود ،بشود. خلاصه ما که دیگر اون جنین رو ندیدیم بعضی از آقایون اصلاح طلب دیندار هم میگن شک داریم که 40 روز ه بوده یا دو ماه که این سقط جنین اتفاق افتاد معلوم نیست شرعی بوده یا نه رفتن تا از محاق چاه 1400 ساله دین جوابی بیابند خلاصه همه رفتن دنبال کارشون. خلاصه قهر من با مطبوعات ایران به زمانی بر میگرده که روزنامه شرق رو بستند و شاید هم قبل از اون وقتی که دیگه از لابلای سطور روزنامه ها چیزی که بدرد من بخوره نبود من منتظر آمریکا بودم اونها که نمیتونستند چیزی بنویسند که آمریکا کی میاد کی تحریم میکنه اسرائیل کی میزنه خلاصه این حرفها بهترین چاره رو در این دیدم که برای یافتن اخبار دست اول باید رفت سراغ اینترنت . یک سال هر روز صبح رو با خوندن نیویرک تایمز و واشنگتن پست بعدش هم اشپیگل سپری کردم ولی فقط صحبت از تحریم بود وبس وتحریمهای نیمبند که ا.ن. بگه همش کاغذ پاره است حالا دوباره بعد از کودتا کودتاچی ها که تا حدی ناتوان شدند دست از سانسور کشیدند تا نسیمی از آزادی بوزد تا من احمد شاملو را در اعتماد ملی بیابم تا من مقایسه رژیم اسرائیل با جنایتکاران رژیم در روزنامه اعتماد ملی بیابم تا بدرستی کروبی بگه اسرائیلی ها باشرفتر از بسیجیان ما بودند (نقل به مضمون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;طنز ماجرا این است که من باز هم مجبورم این بار هم از طریق اینترنت روزنامه بخوانم. وای که چه حالی داشت خوندن روزنامه های اصلاح طلب یادش بخیر شرق حتی این اواخر هم میهن یادش بخیر وقتی که میشد روزنامه ای غیر از خراسان خوند یادش بخیر وقتی خراسان نوشت شیخ فضل الله نوری یک مستبد خود فروخته بود که پسرش دارش زد. برای ما بچه دبیرستانی هایی که برامون شیخ فضل الله رو نماد مبارزه ملت ایران جا زده بودند مثل پریدن توی آب سرد بعد از یک سنای داغ اونقدر داغ که ادم از ترس سوختن دماغش میترسد تنفس کند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;خلاصه این روزها هم استثناء روزنامه ها آزاد شدند تا کمی قائله بخوابد تا روزگار سیاه باز برگردد. روزگار کیهان و جمهوری اسلامی که آدم میترسه حتی بهشون نگاه کنه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;ولی خاتمی یاد روزگار قبل از بستن سلام و توس ات یاد باد یاد باد آن روزگاران را یاد باد روزهایی که از دکه روزنامه فروشی بغیر از سیگار روزنامه هم میشد گرفت بخیر ولی ما امید داریم به روزگاری که دوباره نسیم روحبخش و جذاب رونامه های داغ بوزد روزگاری که بشود دراز کشید چایی خورد و روزنامه رو ورق زد و مثل یک آدم گرسنه از این صفحه به اون صفحه پرید و تا پاسی از شب وقت گذاشت تا یک روزنامه رو خوند . روزگاری که بتونم لکه های چایی یا احتمالا اثر خاکستر سیگار رو صفحات روزنامه دید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;خدایا میشه دوباره بشه روزنامه خواند خدایا این آزادی نسبی رو در ایران طولانی تر کن از تو میخواهم نگذاری این ملت مظلوم ما بیشتر از این تیکه تیکه بشه کمک مون کن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:200%;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:200%;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:200%;direction:rtl;unicode-bidi: embed"&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right;line-height: 200%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;متن وصیت نامه شهید حمید باکری&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"   style="font-family:Tahoma;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" dir="rtl" style="text-align:left;line-height:200%; direction:rtl;unicode-bidi:embed"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;دعا كنيد خداوند شهادت را نصيب شما كند درغير اين صورت زماني فرا مي رسدكه جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز سه دسته مي شوند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;- &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;- &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;دسته اي راه بي تفاوتي را بر مي گزينند و در زندگي مادي غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي كنند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;- &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;دسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي كنند كه از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند كرد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: arial; "&gt;&lt;span lang="AR-SA"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;پس ، از خدا بخواهيد كه با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد ، چون عاقبت دودسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزء دسته سوم ماندن بسيار سخت است و دشوار&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Arial;color:black;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" dir="RTL" style="text-align:left;line-height:200%; direction:rtl;unicode-bidi:embed"&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"   style="font-family:Georgia;color:black;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:200%;direction: rtl;unicode-bidi:embed"&gt;&lt;span lang="EN-US" dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-3595357513579196960?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/3595357513579196960/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_9842.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/3595357513579196960'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/3595357513579196960'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_9842.html' title='روزنامه'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-4804392076193400773</id><published>2009-07-25T01:55:00.000-07:00</published><updated>2009-07-25T02:58:31.646-07:00</updated><title type='text'>تاریخ</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl"&gt;این روزها به شدت پر حرف شدم چراییش هم برام مشخصه. البته برای همه مشخصه طبیعی است که در شرایطی که کله گنده های سیستم دارند میزنن تو سر و کله هم یعنی اوضاع بیخ پیدا کرده من هم که بی دنگ میدنگم هم طبیعی بود که  اینجوری به امور توجه کنم. و احتمالا از این به بعد هم تا زمانی که جنبش از نفس بیافته من هم در بیم و امید به آینده نگاه میکنم. آینده ای مبهم از اینکه بالاخره چی میشه ایا استبداد صغیر خ. ر. و ا.ن. تمام میشود یا اینکه خیر پیروز میشود و میتوانند تا مدتها به همین ظلم و جنایتشون ادامه بدن کسی نمیدونه ایا احمد شاهی خواهد آمد تا رضا شاهی بیاید و دوباره روز از نو روزی از نو یا نه ماجرا طوری دیگری خواهد شد. فقط این رو  میدونم که تا زمانی که مردم در صحنه باشند اوضاع به نفع سیستم نیست تا زمانی که دخترها و زنان و پسر ها  بتونند با همراهیشون با آخرین مدها در دنیا امنیت شلکی حضرات را یه خورده تکون بدهند، خیر سیستم نمیتونه پیروز بشه از خودم و شما میپرسم فکر میکنید چه کسانی امروز در صف اول مبارزه هستند همونهایی که تا دیروز در خیابانها با این گشت ارشادیها درگیر بودند همونها هستند که نشون دادند آخوند نمی تونه ما ها را مثل گله گوسفند یک شکل و زشت بکنه من خیلی جدی معتقدم که موتور بسیاری از جنبشهایی که در جامعه ما در این سی ساله شکل گرفته ناشی از علاقه طبیعی و به قول اخوندها فطری مردم برای زیبا بودن هست برای زنده بودن هست برای کسانی که تاریک هستند و تاریکی رو دوست دارند سر زنده بودن مردم و جوونها خاری است در چشمشون ،پر  این شیاطین تاریکی با زیبایی و میل به زیبایی میسوزد با امید وار بودن میسوزد.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;من چند تا دلیل منطقی دارم براتون به عنوان مثال ورزش که اصلا با دین منافاتی ندارد رو ببینید. تا حالا شده از خودتون بپرسید که آیا حوزه های علمیه جایی برای ورزش دارند یا نه من بهتون میگم نه حوزه ها جایی برای ورزش برای طلاب محترم ندارند چرا ؟&lt;/div&gt;&lt;div&gt;این رو دیگه از خودشون بپرسید. چرا با نشاط مخالفند چرا با دوست داشتن زندگی مخالفند چرا به موسیقی و رقص میگن لهو ولعب ؟&lt;/div&gt;&lt;div&gt;از بیانات گه هربار (گوهر بار) آقای قرائتی برای ضرورت حفظ  "گونی "(چادر)بر پیکر زنان زیبای ایرانی همین بس که فرمودند اگه چشم یک مرد هوس باز بر اندام دلفریب یک بانویی بیافتد میرود زنش رو طلاق میده میره اون زیبا رو میگیره خوب دیگه ایشون چرند زیاد میگن اینم یکیش یا اون یکی برادر بسیجی حزب الهی که در سایت رجا نیوز فرموده بودند حجاب باعث حفظ نشاط جنسی میشود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البته درست میگن اصولا من با هرکسی که مدتی در کشورهای دیگر بودند صحبت کردم میگن  که ما در ایران بیشتر از کنار ساحلهای کشورهای دیگر که زنان تقریبا  عریان هستند، تحریک میشیم خوب البته برای همین هم هست که در کشور ما که از گنداب این نشاط همه داریم لذت میبریم آدمهای خیلی با نشاطی یافت میشوند که میان، جلوی زن و شوهرها را میگیرن و زن رو مورد الطاف "نشاط  "  خود قرار میدهند و این نشاط را در جامعه پلیس "ارشاد" که همه را به "نشاط " دعوت میکند با تجاوز و کشتن زهرا بنی یعقوب کامل میکنه و سمفونی زیبای این مسخ شدگان ولایی تکمیل میشود. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;بله ولی با همه این ددمنشیهای که پیکان اصلی اون به سمت دخترها و مادران زیبای مملکت ما  است که در کنار مردان سعی در حفظ آنچیزی که من اسمش رو میگزارم "سر زندگی" از جونشون مایه گذاشتند، تا بگن ما زنده ایم امیدواریم و تا هر وقت که لازم باشه با شما اعراب و مغولهای خونخوار زندگی گریز نکبت پرور و "مفلوک خواه" (در مناظرشون هم به این شاخص فلاکت اشاره کردند) میجنگیم. و روش ما هم ساده است ابزار و روشهاش  هم ساده  از ماتیک، تی شرت،  اندام متناسب ، خرج بدن کردن خرج عمل زیبایی کردن (البته من این آخریش رو اصلا نمی پسندم ولی خوب هر کی یه سلیقه ای داره اصولا من از اتاق عمل رفتن متنفرم)  گرفته تا اخر هفته بیرون رفتن  و مهمونی های گرم حالا خانوادگی یا مجردی و  شمال با بر و بچز و در وداف رفتن و بالآخره عاشق شدن و دوست داشتن.  همون که سالهاست طرفدارهای تاریکی ازش میترسند از روزی که شمشیر مذهب عتیقشون رو از روبستن در سال 57 اولین هدف رو عشق قرار دادند تا مجبورمون کنند ببریمش در پستو خانه و پنهانش کنیم . ولی این مملکت سرزمین عشاق مگه میشه عشق رو بندازیم بیرون مگه میشه عاشق شدن رو فراموش کنیم &lt;/div&gt;&lt;div&gt;کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود &lt;span class="Apple-tab-span" style="white-space:pre"&gt;       &lt;/span&gt;عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش &lt;/div&gt;&lt;div&gt;ما بچه های سرزمین منظومه خسرو و شیرینیم ما فرهادها بسیار داشتیم و باز هم خواهیم داشت.واقعا اینهایی که نوشتم احساسی نبود منطقی و کاملا مستدله شماببینید سخنرانی جناب ایت اله مرجع تقلید فیلسوف دو عالم علامه جوادی آملی رو میگه وظیفه ماتنها جدا کردن مرد و زن برای اسلامی کردن نیست بلکه باید علوم رو هم اسلامی کنیم. یعنی برای اینها قدم اول مبارزه با عشقه چون عشق از دیدن بوجود میاد (ما که لیلی و مجنون نیستیم که حالا ندید عاشق بشیم) نه ما خسرو و شیرینی هستیم که خسرو آبتنی شیرین رو دید و عاشقش شد. اینی که اقای امام جمعه قم میاد و به مبایل لعنت میگه برای همینه که جلو عشق رو بگیره و اگرنه چی از مبایل بهتر برای اینکه آقایون بتونن بهتر از محل معترضین مطلع بشن و راحتر بکشنند.  نه مبایل شیطانی است چون به جوونهای عاشق کمک میکنه بهتر با هم در تماس باشند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;خلاصه این عشق رو دست کم نگیریم هم راه مبارزه است هم سر منشا امید البته سر منشا نا امیدی هم هست ولی خوب این هم بدلیل بزرگ بودنشه. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;تاریخ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;حالا برسم به مطلب تاریخ امروز با خودم فکر میکردم که نیوزلند باید جای قشنگی باشه چون تاریخش خیلی کوتاه درسته که شخصا از دیدن جاهای تاریخی لذت میبرم ولی این لذت همیشه با یک نوع دلچرکی همراه بوده چون تا حالا نشده برم یک جایی رو ببینم که از لحاظ تاریخی جذاب باشه ولی آغشته به خون نباشه خلاصه تاریخ با خون بی گناهان و حتی گنهکاران عجین شده و من از خون بدم میاد. &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-4804392076193400773?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/4804392076193400773/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/4804392076193400773'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/4804392076193400773'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_25.html' title='تاریخ'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-7393367283402155785</id><published>2009-07-23T22:31:00.000-07:00</published><updated>2009-07-23T22:59:51.496-07:00</updated><title type='text'>درد دل</title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(43, 169, 79); line-height: 25px; "&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم&lt;br /&gt;دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد&lt;br /&gt;روزگار غریبی‌ست نازنین روزگار غریبی‌ست نازنین&lt;br /&gt;و عشق را كنار تیرك راهبند تازیانه می‌زنند&lt;br /&gt;عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد&lt;br /&gt;شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد&lt;br /&gt;روزگار غریبی‌ست نازنین روزگار غریبیست نازنین&lt;br /&gt;و در این بن‌بست كج و پیچ سرما&lt;br /&gt;آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان می‌دارند&lt;br /&gt;به اندیشیدن خطر مكن روزگار غریبی‌ست&lt;br /&gt;آن كه بر در می‌كوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است&lt;br /&gt;نور را در پستوی خانه نهان باید كرد&lt;br /&gt;دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم&lt;br /&gt;دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای بر آن نهان باشد&lt;br /&gt;دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم&lt;br /&gt;دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای بر آن نهان باشد&lt;br /&gt;روزگار غریبی‌ست نازنین روزگار غریبی‌ست نازنین&lt;br /&gt;نور را در پستوی خانه نهان باید كرد&lt;br /&gt;عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#FF0000;"&gt;آنك قصابانند بر گذرگاهها مستقر&lt;br /&gt;با كنده و ساتوری خون آلود&lt;br /&gt;و تبسم را بر لبها جراحی می‌كنند و ترانه را بر دهان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;كباب قناری بر آتش سوسن و یاس&lt;br /&gt;شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد&lt;br /&gt;ابلیس پیروز مست&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#FF0000;"&gt;سور عزای ما را بر سفره نشسته است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد&lt;br /&gt;خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد شاملو&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="line-height: 25px;"&gt;چند بار این شعر را خواندم. دیشب این شعر را صدای آمریکا با صدای گرم و دلنشین احمد شاملو پخش کرد اونقدر به دلم نشست که نگو بار دیگری که چنین شعری بدلم نشسته به سالها قبل دوره پیش دانشگاهیم بر می گردد. خ.ب به خاطر دارم که دبیر ادبیات با اون صدای دورگه که شاید به خاطر سیگاری بودنش بود یا شاید ژنتیکی شعر زمستان اخوان را خواند. بعد از اون رفتم و کتاب شعر اخوان رو گرفتم ولی هرگز اون لذتی رو که از شنیدن اون اشعار با صدای گرم دبیر ادبیاتم بردم رو احساس نکردم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="line-height: 25px;"&gt;ولی امروز داستان دیگری است امروز با چشمان دوربینهای قهرمانان این وطن دارم میبینم  قصابان را امروز با خود تصور میکنم به سور نشستن دشمنان این مرز و بوم رو که خسته از ریختن خون جوانان این مرز و بوم آب خنک و یا شربت آلبالو رو سر میکشند شربتی به رنگ خون تا جگر سنگشان را خنک کند. خسته از قصابی میآیند در خانه تا به سمفونی درد و رنج این  مردم له شده در زیر تاریخ ظالم این خاک رو گوش کنند و از زجه لاله ها ی این وطنی که تازه از جنگ لاله پرور خلاص شده بود را بشنوند و ارضا شوند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="line-height: 25px;" dir="rtl"&gt;تا ماران بر دوش ضحاک دوباره طلب مغز جوانان کند تا فردوسی زنده باشد و حافظ برای تفعل. تا کسانی که میتوانند جام می بدست گیرند تا تلخی می تحمل تلخی روزگار را برایشان کمی ساده تر سازد آن یکی هم که نمیتواند رفته به سراغ آنچه فراوان است تا هستیش را نابود کند در ایرانی که تاریخش آنقدر زود به زود تکرار می شود که نیازی به خواندن تاریخ ندارد عرب و مغول و اسکندر هر روز و هر شب با حمایت لیاخوف و سفارتخانه ها بر بدن رنجور این مرز و بوم میتازند بی آنکه خسته شوند هر بار چون خوناشامان به جان این ملت میافتند تا فراموش نکنیم که ضربه تازیانه ها را تا فراموش نکنیم درد تجاوز به زن و بچه هامان را تا فراموش نکنیم تجاوز به مردان مان را دوباره در شیراز تازیان آمدند تا بکنند جوانانمان رو چنان که روده جوان نازنین دوستان ما پاره شود از شدت وحشی گری ها. تا سفید شود روی چنگیز خان را که خود در جلو همه به فرمانده شکست خورده تجاوز میکرد تا خورد کند هرآنچه در یک قهرمان است. حال در شیراز این کار را کردند چنان بلند که صدایش را در دیلی تلگراف انگلیس شنیدم. امروز بیش از هر روز دیگری به یاد می آورم گفته ای را که گفتند ما آمدن مغولها رو دیدیم ولی رفتنشان را ندیدیم براستی آیا مغولها رفتند آیا اعراب وحشی رفتند اگر رفتند چرا فردوسی هنوز زنده است چرا حافظ بر سر تاخچه است چرا خیام شیرین است چرا ما اینچنین گریانیم شاید نرفتند و هر روزبه یک شکل بر سرما خراب میشوند تایا&lt;span class="Apple-style-span"  style=" line-height: normal;  white-space: pre; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px; font-family:Arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;دمان نرود که کاخهایمان را به بغما بردند تا از یاد نبریم که هستی مان را سوزاندند و گفتند اگر موافق اسلام است که در قران داریم و &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="line-height: 25px;" dir="rtl"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style=" line-height: normal;  white-space: pre; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px; font-family:Arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اگر مخالف اسلام است که سوزاندنش واجب است . بله این است نصیب ما از روزگاران دوباره لاله ها را آب دادیم تا سبز شوند تا ندای آزادی پر پر شود &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" white-space: pre; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;تا سهراب را رستم بکشد و نوشداروها را نیابیم حتی در ناصر خسرو. داروی مادر سهراب چیست جز زجه زدن جوان زیبایش رفت تا که آید &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" white-space: pre; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;ناتوانتر از آنم که امید وار باشم &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" white-space: pre; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;تا بعد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"   style="font-family:Arial;font-size:100%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style=" white-space: pre; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px;font-size:13px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-7393367283402155785?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/7393367283402155785/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_6711.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7393367283402155785'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7393367283402155785'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_6711.html' title='درد دل'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-1713189334538049388</id><published>2009-07-23T10:26:00.000-07:00</published><updated>2009-07-23T10:48:19.619-07:00</updated><title type='text'>نحصی حکومت در ایران</title><content type='html'>آخیش چقدر خوبه که آدم بتونه بدون خود سانسوری بنویسه &lt;div&gt;خوب مطلبی که مدتی است ذهن من رو مشغول کرده این است که چرا حک.مت کردن در ایران یک نحصی خاصی به همراه دارد شما حالا در این صد یا صد و پنجاه سال اخیر به اوضاع حاکمان ایران نگاه کنید واقعا کدومشون عاقبت به خیر شدند عاقبت بخیر ترینشون به نظر من خمینی بود که اون هم جام زهر رو نوشید تا با " دلی آرام و قلبی مطمئن" از دنیا نرفته باشد خودش رفت و هزاران انقلابی دیگر را که با او مخالف بودند برد و در کنار مابقی سلاطین جنایتکار ایران قرار گرفت. نگید اقا این حرفی که میزنی تند نه واقعیتی است. من شخصا از مسعود رجوی و گروهش متنفرم و همون بهتر که اونها حکومت رو بدستشون نگرفتند این چرند پرند های امپریالسم جهانسی و آمریکا جهانخوار ایده های همون مارکسیستهای دیوانه است که از موقع اومدنشون به ایران نکبت به این مملکت آوردند نشد که یک حرکتی دی ایران بشود و این آقایان از کی جی بی جنایتکار روسیه دستوری دریافت نکنند. که خوب بر کسی پوشیده نیست که کی جی بی هم هرگز منافعش با منافع مردم ایران در یک خط قرار نگرفته حداقل من نمونه ای رو نمی دونم. به هر حال شما ناصر الدین شاه رو ببینید مظفر الدین شاه محمد علی شاه احمد شاه که آدمی بود که از شاه شدن بیزار بود ولی گردنش افتاده بود دیگه چار های نداشت بعد رضا خان بعد محمد رضا شاه بعد خمینی این هم خامنه ای که قبل از مرگش ندای مرگ بر دیکتاتور و صدای فریاد ملت مظلوم و فلکت زده ما رو شنید و خوب این فریاد و آه ملت و آروزی بخشی از این ملت که مرگ او را طلب کرده بودند در یک چنین فضایی طبیعی است که آدم بشینه بپرسه چرا دیکتاتورها اشتباه میکنند و چرا درس نمیگیرند و چرا هیچ دیکتاتوری در ایران نماند و همچنین هیچ آزادی خواهی هم موفقیت خودش را با خیال راحت نظاره گر نشد ایراد کار کجاست ؟&lt;/div&gt;&lt;div&gt;به نظرم ایراد کار در خود ما ملت هست چرا چون ما ها ذاتا دیکتاتوریم ولی چون همه دیکتاتور هستند هیچ دیکتاتوری هم پایدار نمیمونه یعنی یک تعداد ذرات را با بارهای همنام مثلا همه با بار مثبت در نظر بگیرید حالا به این فکر کنید که چطور میشه یک آرایشی از این بارها داشت که پایدار باشه نمی شه خوب این وضع مردم ایران هست ملتی که تک دیکتاتور هستند و خوب هرکی که سر کار باشد باید به ناچار دیکتاتور بشود دیگر چاره ای ندارد اگر هم دیکتاتور نشود یا بقیه قدرتش رو ازش میگیرند یا اینکه سرنگون میشد نمونش هم مصدق وخاتمی که یکی رو تبدیل کردند به یک موجود بی اثر دیگری رو هت تحمل نکردند و کودتا کردن علیهش به هر حال اوضاع اینه دیگه چه میشه کرد سرنوشت ملت ایران با دیکتاتوری پیوند خورده چاره ای نیست مگر اینکه تک تک ما سعی کنیم خودمون رو درست کنیم قدم اول هم این است که بتونیم نظر مخالفانمون رو بشنویم که البته من فکر میکنم ملت ایران خیلی خوب رشد کرد ولی این جلادهای جدیدی که اصلا معلوم نیست چه جور موجودتی هستند با کودتای زشتی که کردند( اخه ما کودتا خوشگل هم داریم مثل کودتا علیه رژیم اسلامگرای ترکیه (جک گفتم دیگه حالا شما هم خیلی جدی نگیرید کودتا خشگل نمیشه) ) این ملتی که سطح بالایی از فرهنگ رو داشتند اینجوری رادیکال کردند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt; به هر حال به امید پیروزی&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-1713189334538049388?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/1713189334538049388/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_23.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/1713189334538049388'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/1713189334538049388'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post_23.html' title='نحصی حکومت در ایران'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1378795837511441475.post-7477004434548193884</id><published>2009-07-22T14:27:00.000-07:00</published><updated>2009-07-22T14:30:38.452-07:00</updated><title type='text'>آغاز</title><content type='html'>بعد از مدتها که دیگه از نوشتن وبلاگ در بلاگغا دست برداشتم امروز دیگه تصمیم خودم رو گرفتم و آمدم بلاگ اسپات زیرا این سایت امنیت بالایی دارد و ربطی به جمهوری جنایتکار اسلامی  ندارد و آدم دیگر نیازی به سانسور خود ندارد آخه در وبلاگ قبلیم اسمم رو نوشته بودم اینجا دیگه نگرانی ندارم. به امید روزهای بهتر&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1378795837511441475-7477004434548193884?l=jooker2009.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jooker2009.blogspot.com/feeds/7477004434548193884/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7477004434548193884'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1378795837511441475/posts/default/7477004434548193884'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jooker2009.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='آغاز'/><author><name>jooker</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11291862767219329801</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
